تبلیغات
ارزهای دیجیتال، رمز پایه (کریپتو کارنسی ها) | اخبار، راهنما، آموزش، خرید، فروش، سرمایه گذاری | بیت کوین و اتریوم | بلاکچین - مطالب ادمین وب سایت
منوی اصلی
ارزهای دیجیتال، رمز پایه (کریپتو کارنسی ها) | اخبار، راهنما، آموزش، خرید، فروش، سرمایه گذاری | بیت کوین و اتریوم | بلاکچین
پول و اقتصاد آینده = ارز دیجیتال - ارز رمز پایه (crypto currency)
  • ادمین وب سایت پنجشنبه 23 فروردین 1397 12:21 ق.ظ نظرات ()

    قبل از هر حدس و گمانی، با یک واقعیت شروع می‌کنیم

    تاکنون بیش از ۲۰۰ بار مرگ بیت کوین اعلام شده است.

    علیرغم این واقعیت که اولین ارز دیجیتال جهان به مدت ۱۰ سال و با پیشرفت چشمگیری فعالیت کرده است، هنوز هم پیش‌بینی نابودی آن متداول است. حتی برخی افراد به ظاهر باهوش، به دلیل ابلاغ چیزی که من آن را «سندروم نابودی بیت کوین» می‌نامم، معروف می‌شوند. اگر هر روز هم به این‌گونه افراد اشتباهشان را ثابت کنید، باز هم به پیش‌بینی نابودی بیت کوین ادامه می‌دهند.

    اما اگر فرض کنیم که این افراد دارای یک سطح از هوش هستند، تنها توضیح برای این پیشبینی‌های شکست خورده و استدلال‌های احساسی این است که آن‌ها هرگز زمانی را صرف مطالعه و درک نحوه عملکرد سیستم نکرده‌اند.

    به این ترتیب، می‌خواهم با فهرستی از تمام راه‌های ممکن برای نابودی بیت کوین به این افراد کمک کنم.

    از لحاظ فنی، بیت کوین تا زمانی که حتی تعداد بسیار کمی از کامپیوترها نرم افزار بیت کوین را در شبکه اجرا کنند، به بقایش ادامه خواهد داد.

    تنها یک سناریوی افراطی می‌تواند نابودی بیت کوین را اثبات کند. به احتمال غریب به یقین بیت کوین همچنان به مسیر رو به رشدش ادامه خواهد داد، مگر اینکه جامعه به دلیل حرص و طمع یا بی دقتی خود آن را از بین ببرند.

    سناریو ۱: آرماگدون

    آیا بیت کوین نابودشدنی است؟ / بررسی 7 سناریو

    احتمال (۵ سال آینده): نزدیک به صفر است

    تأثیر: مرگ ناگهانی

    اگر تمام منابع برق، اینترنت و ارتباطات اطلاعات در سراسر کره زمین قطع شود، نود (Node)های بیت کوین قادر به برقراری ارتباط با یکدیگر نخواهند بود. بنابراین سیستم دیگر کاربردی نخواهد داشت.

    قطعی موقت اینترنت در سراسر جهان قطعاً باعث ایجاد سردرگمی در میان جامعه بیت کوین خواهد شد، اما این نکته حائز اهمیت است که سیستم می‌تواند از بلندترین زنجیره‌ها بازهم شروع به فعالیت کند.

    حتی اگر برای بیت کوین اندک طرفداری بماند که نرم افزار آن را اجرا کند، بازهم از نظر فنی به بقا ادامه می دهد.

    سناریو ۲: اشکال بحرانی

    آیا بیت کوین نابودشدنی است؟ / بررسی 7 سناریو

    احتمال (۵ سال آینده): کم

    تاثیر بالقوه: انحراف ناگهانی

    در این سناریو، یک به‌روزرسانی بیت کوین ممکن است حاوی باگی در سطح باگ پروژه DAO (در بلاک چین اتریوم)، باشد که یکپارچگی سیستم را در معرض خطر قرار دهد.

    در این صورت حتی اگر جامعه موافق اصلاح کد، نصب نسخه جدید و راه اندازی مجدد سیستم باشد (که ضمانتی نیست)، قطعاً منجر به سقوط قیمت و شکاف (فورک) خواهد شد.

    سناریو ۳: فورک های بی دلیل

    آیا بیت کوین نابودشدنی است؟ / بررسی 7 سناریو

    احتمال (۵ سال آینده): کم

    تاثیر بالقوه: انحراف آهسته

    اگر گروهی به دلایل فنی (یا به خاطر پول) مخالف مسیر پیشروی بیت کوین باشد، می‌تواند یک انشعاب یا فورک از بیت کوین را عرضه کند.

    فورک بیت کوین کش که در تابستان گذشته اتفاق افتاد، برای بیت کوین خطرساز نبود، زیرا قدرت هش مورد نیاز شبکه کمتر شد. از لحاظ تئوری، فورک های زیاد می‌تواند باعث کمرنگ شدن شبکه اصلی شود.

    اگر فورک های بی دلیل بیت کوین زیاد شوند، به اعتقاد من سلطه‌اش را از دست خواهد داد و به آرامی وارد فضای بی توجهی خواهد شد. البته این به ضرر خود جامعه و توسعه دهندگان است و قطعاً به آن فکر خواهند کرد.

    سناریو ۴: سرکوب مشترک دولت‌ها

    آیا بیت کوین نابودشدنی است؟ / بررسی 7 سناریو

    احتمال (۵ سال آینده): متوسط تا پایین

    تاثیر بالقوه: انحراف ناگهانی

    به دلیل ماهیت غیرمتمرکز بیت کوین، دولت‌ها قادر به نابودی بیت کوین نیستند. با این حال، دولت‌ها می‌توانند در حوزه اختیارات خود، استفاده از آن را کنترل یا محدود کنند.

    به عنوان مثال، آن‌ها می‌توانند حساب‌های بانکی شرکت‌های خدمات ارزهای دیجیتال را مسدود کنند و یا به هر نوع کسب و کار مرتبط مجوز فعالیت ندهند. اما اگر فقط تعداد انگشت شماری از کشورها جلوی این جریان بایستند، تأثیر محدود خواهد بود و به دلیل سطح بین‌المللی در نهایت مجبور به پذیرش آن هستند.

    این دقیقاً همان رویدادی است که سال گذشته در پی ممنوعیت معاملات داخلی ارزهای دیجیتال در چین اتفاق افتاد. در حالی احتمال اضافه شدن یک یا چند کشور به حرکت چین زیاد است، به اعتقاد من ممنوعیت جهانی تقریباً غیرممکن است. (تصور کنید که سازمان ملل متحد به چنین توافقی برسد).

    علاوه بر این، بیت کوین در ژاپن قانونی است. اگر ایالات متحده، اتحادیه اروپا، انگلستان و چین به طور مشترک ارزهای دیجیتال را ممنوع می‌کردند، بسیار گران تمام می‌شد.

    با این حال، احتمال می‌رود که نهادهای تنظیم کننده قوانینی را برای پیگیری سرقت‌ها، پول‌شویی و یا فرارهای مالیاتی در این رابطه تنظیم کنند.

    سناریو ۵: هک بزرگ

    آیا بیت کوین نابودشدنی است؟ / بررسی 7 سناریو

    احتمال (۵ سال آینده): متوسط تا بالا

    تاثیر بالقوه: سقوط موقت

    این سناریو می‌تواند به چند روش مختلف رخ دهد.

    در اولین آن که تهاجم ۵۱ درصد (Attack51%) نام دارد، می‌توان تمام پروتکل را نابود کرد. در واقع تنها در حال حاضر تنها راه هک پروتکل همین راه است. این امر از نظر تئوری امکان پذیر است اما از نظر اجرایی تقریباً غیرممکن است.

    در این حمله باید بیش از ۵۱ درصد محاسبات شبکه در اختیار هکر باشد. به دلیل اینکه هر کسی می‌تواند استخراج کننده باشد،‌ این امر تقریباً غیرممکن است و از طرفی جز نابودی شبکه، سودی به هکر نخواهد رسید.

    حالت دوم که خیلی شایع است، هک نرم افزارهای روی پروتکل است.

    وقتی در سال ۲۰۱۴ صرافی بزرگ Mt. Gox هک شد (نمونه‌ای از این حمله)، ۷۰ درصد معاملات بیت کوین در این صرافی انجام می‌شد. امروزه صرافی‌های خیلی بیشتری در سراسر جهان وجود دارد. اگر یکی از آنها هک شده و مقدار زیادی از بیت کوین به سرقت برود، قیمت احتمالاً سقوط خواهد کرد، اما این تأثیر موقتی است.

    مثلاً به تازگی، بیش از ۴۰۰ میلیون دلار، NEM از صرافی ژاپنی Coincheck به سرقت رفت که کاهش ۱۵ الی ۲۰ درصد قیمت آن را به همراه داشت. اما پس از اخبار مثبت از پرداخت ارزهای سرقت شده به قربانیان، قیمت دوباره بهبود یافت.

    سناریو ۶: ارز دیجیتال بهتر

    آیا بیت کوین نابودشدنی است؟ / بررسی 7 سناریو

    احتمال (۵ سال آینده): متوسط به پایین

    تاثیر بالقوه: انحراف آهسته

    آیا ارز بهتری می‌تواند جایگزین بیت کوین شود؟ (منظور از بهتر ارزی است که هدفی مثل بیت کوین داشته باشد، استخراج سودمندتری داشته باشد یا هزینه‌های تراکنش آن کمتر از بیت کوین باشد و …)

    بحث همیشه راحتی استفاده نیست و باید از نظر اقتصادی بررسی شود. آن ارز باید آن‌قدر خوب باشد که بر تأثیر شبکه بیت کوین و سرمایه گذاران آن غلبه کند.

    واقعیت امر این است که هنوز این اتفاق رخ نداده. علاوه بر این، به علت شرایط سیاسی و دلایل اقتصادی (نه یک مشکل فنی)، یک «ارز دیجیتال جهانی» تحت حمایت سازمان ملل متحد، طی پنج ساله آینده معرفی نخواهد شد.

    یک مورد دیگر که شرایط اقتصادی بازیگر آن است: اگر قیمت برق به میزان قابل توجهی افزایش یابد، امکان کم شدن سود استخراج وجود دارد. تنها استخرهایی که برق کمتری مصرف می‌کنند، باقی خواهند ماند.

    این یک تجارت با هزینه‌های بالای امنیتی است. بیت کوین باید راهی پیدا کند تا ضمن یکپارچگی دفتر کل، هزینه‌های برقراری امنیت هم کاهش یابد.

    سناریو ۷: کنار گذاری مردم

    آیا بیت کوین نابودشدنی است؟ / بررسی 7 سناریو

    احتمال (۵ سال آینده): کم

    تاثیر بالقوه: انحراف آهسته

    اگر استارت آپ های کریپتو، در جهان واقعی در رساندن ارزهای دیجیتال به ارزش اصلی خود، ناموفق باشند، اعتماد مردم می‌تواند به آرامی نسبت به این فضا از دست برود. (چیزی که در طول بازارهای نزولی سال ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ اتفاق افتاده بود).

    در این مورد، رشد بازار کند خواهد شد و به یک ارزش تثبیتی می‌رسد. همچنین در صورت تداوم ارزهای دیجیتال جایگاه خود را از نقطه نظر سرمایه گذاری از دست می‌دهند، و منجر به رشد منفی خواهد شد.

    شخصاً معتقدم که برخی از استارت‌آپ های کریپتو در نهایت از ارزهای دیجیتال در دنیای واقعی استفاده خواهند کرد. در هر صورت، بازار این ارزها نوپاست. به گواه تاریخ این حوزه، بازار همیشه آماده جهش دوباره است.

     

    منبع: Coindesk

    منبع ترجمه پارسی: ارز دیجیتال


    آخرین ویرایش: دوشنبه 27 فروردین 1397 08:47 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • ادمین وب سایت پنجشنبه 23 فروردین 1397 12:20 ق.ظ نظرات ()


    این روزها در گروه های تلگرامی حوزه بلاک چین و ارزهای دیجیتال، بحث درباره آینده ارزهای دیجیتال یا همان کریپتوکارنسی ها فراوان است. به جز اسپم ها و مطالب واهی، سوالاتی که خیلی در این گروه ها پرسیده می‌شود، موارد زیر است:

    «بیت کوین آینده خوبی دارد؟ بخریم؟»

    «نظرتان درباره ریپل چیست؟ آینده دارد؟»

    «چه ارزی را برای سرمایه گذاری پیشنهاد می‌کنید؟»

    «آیا قیمت دوج کوین در چند سال آینده به ۱ دلار می‌رسد؟!!!!!!!»

    «آیا این ICO ارزش سرمایه گذاری دارد؟»

    و…

    تمام این بحث ها فقط حول یک چیز است! قیمت و پول

    در واقع در بطن تمام سوالات، ۹۰ درصد افراد این منظور را می‌رسانند که «چطور از این راه پول در بیاوریم؟»

    اینکه افراد قصد درآمد زایی از طریق سرمایه گذاری و فکرشان را داشته باشند بسیار شایسته است اما کاش به جز پول به آینده ی ارزهای دیجیتال و تاثیر آن در جهان ما هم فکر می کردند. حتی کسانی که فقط قصد پول درآوردن دارند اگر آینده جهان و اینترنت را ببینید، می‌توانند انتخابی مناسب تر برای سرمایه گذاری داشته باشند.

    چرا ارزهای دیجیتال و تمرکز زدایی اجتناب ناپذیر هستند؟

    به راستی آینده بیت کوین چگونه است؟

    برای کسانی که تنها قصد سرمایه گذاری و کسب درآمد دارند این سوالی حیاتی است اما برای من….. واقعا اهمیت زیادی ندارد. چیزی که به آن ایمان دارم بقای ارزهای دیجیتال و غیرمتمرکز سازی جهان است. چرا اینگونه فکر می کنم؟ با من همراه باشید.

    ذات انسان: نامحدود

    جهانی که هم اکنون با تمام پیشرفت هایش می‌بینید، نتیجه ذات نامحدود انسانی است. انسان در هر جایگاهی که باشد بازهم حس می‌کند چیزی کم دارد. هر چه که انسان ها آن را مانع خود ببینید، روزی نابود خواهد شد و هر چه که انسان ها به آن احساس نیاز کنند،‌ روزی ساخته خواهد شد.

    کمی تاریخ را تا به امروز مرور کنیم. انسان های اولیه تنها با پاهای خود حرکت می‌کردند. پس از مدتی بشر از سرعت کم و اینکه خسته می‌شود، احساس نیاز کرد. طولی نکشید که چرخ اختراع شد و با همان چرخ، حرکت صعودی تمدن ها شتاب گرفت. چرخ ها هم نسبت به چیزی که بر آن ها سوار می‌شد، تکامل یافتند و این هم به دلیل ذات نامحدود انسان است.

    چرا ارزهای دیجیتال و تمرکز زدایی اجتناب ناپذیر هستند؟

    پس از مدتی انسان از قدرت و سرعت اسب ها و دام ها برای حرکت گاری ها و ارابه ها گلایه‌مند شد اما ابزار دیگری در دسترس نبود تا اینکه در دوران انقلاب صنعتی بزرگ، خودرو اختراع شد و آنقدر تکامل یافت تا به شکل خودروهای امروزی رسیدیم. حالا هم که بحث خودرو های خودران داغ است و شاید تا چند سال دیگر خودروهای فعلی برای ما خاطره شوند.

    این فقط یک نمونه بود. به اطراف خوب نگاه کنید. هر وسیله یا پیشرفتی نمایان گر احساس نیاز و ذات نامحدود انسان است. به هیچ عنوان نمی توان در مقابل نیازهای بشری ایستادگی کرد. شاید نیازهای انسان به تعویق بیافتد اما تا زمانی که حیات انسانی وجود داشته باشد، انسان به سمت بینهایت ها میل می‌کند.

    انسان ها در نسل های مختلف نیازهایی را حل کردند تا ابزاری باشد برای حل نیازهای آینده.

    همانطور که نیوتون می‌گوید:

    چرا ارزهای دیجیتال و تمرکز زدایی اجتناب ناپذیر هستند؟

    اگر فاصله دورتری را دیده‌ام با ایستادن بر شانه‌های غول‌ها بوده است.

    حالا یکی از نیازهای اساسی که انسان حس می‌کند چیست؟

    نیاز قدیمی انسان : اعتماد به معنای واقعی

    چرا ارزهای دیجیتال و تمرکز زدایی اجتناب ناپذیر هستند؟

    یکی از نیازهای اصلی انسان که این روزها به شدت به آن احساس نیاز می کند، اعتماد است. فکر می کنید این نیاز چند سال است که حس می شود؟ ۱ سال؟ ۱۰ سال؟ ۱۰۰ سال؟ فراتر از این ها.

    از زمانی که انسان ها داد و ستد کالا را کنار گذاشتند و از وسیله ای به نام پول یا همان سکه استفاده کردند، نیاز به اعتماد واقعی حس شد. از آن زمان تاکنون بشر مجبور بوده تا چشم بسته اعتماد کند. ابتدا سوالات بشر در حد سوالات زیر بود:

    «آیا پادشاه پول را به درستی بین مردم تقسیم می کند؟»

    «آیا مالیاتی که من می دهم عادلانه است؟»

    «آیا اگر پولم را به اون بدهم تا تجارت کند، به من سود می رسد؟»

    «آیا او دزد نیست؟»

    «آیا او قرضش را پس می دهد؟»

    با آمدن اینترنت، رشد فناوری و گسترش جوامع بشری سوالات بیشتر و بیشتر شد:

    «فساد در سیستم مالی چقدر است؟»

    «آیا سرمایه داران بر دنیا حکومت می کنند؟»

    «آیا حقوقی که می گیرم با زحمتی که میکشم تناسب دارد؟»

    «آیا به جرم آن سیاستمدار رسیدگی می شود؟»

    «آیا اطلاعات من که در آن سرور نگهداری می‌شود، امن است؟»

    و سوالاتی که با اندکی تامل واقعا نیاز به اعتماد حس می‌شود.

    این ها همه سوالاتی هستند که شما راهی جز دادن جواب مثبت به خود ندارید.

    انسان ها همیشه در اعتماد بهم دچار شک و تردید هستند. هیچ گزارشی کاملا شفاف نیست و انسان به این نیاز فکر کرد.

    خلاصه کلام، انسان نیاز به یک قاضی عادل را حس می کند که اشتباه نداشته باشد (یا حداقل اشتباهش عمدی نباشد) و به نفع جامعه کار کند.

    توزیع پول

    چرا ارزهای دیجیتال و تمرکز زدایی اجتناب ناپذیر هستند؟

    سال‌هاست که دولت ها پول را توزیع می کنند. دولت‌های سراسر جهان پول چاپ می کنند و به اندازه نیازشان از آن برمی دارند. این پول در رده های پایین تر بین سرمایه داران و شاید افراد فاسد تقسیم می شود و وقتی پول به قشر متوسط یا ضعیف جامعه می‌رسد، قطره ای از دریای بیکرانی بوده که در شکم نهنگان است. حتی کسانی که تلاش کرده و به جایگاه بالایی رسیده اند، از منشا قدرت مافوقشان بی اعتماد هستند.

    این هم بر می گردد به اعتماد. مردم به اینکه پول عادلانه تقسیم می شود اعتماد ندارند و قطعا هم اگر حتی دولتمردان فرشته باشند و قصد این کار را داشته باشند، با سیستم های متمرکز این کار غیرممکن است. پیشنهاد می کنم مقاله «چرا همه این ویژگی دیوانه کننده ارزهای دیجیتال را فراموش کرده اند !؟» را در این مورد مطالعه کنید.

    در تمام این سال ها همه به جهانی اعتماد سازی شده فکر می کردند اما ابزار تحقق آن رویا فراهم نبود. به عنوان مثال، سالیان سال مردم به روشنایی کامل و مکانیزه سازی فکر می کردند اما ابزار آن تا زمانی که ادیسون برای اولین بار از نیروی الکتریسیته استفاده کرد، وجود نداشت.

    چرا ارزهای دیجیتال و تمرکز زدایی اجتناب ناپذیر هستند؟

    اکنون ما به ابزاری رسیده ایم تا نیازی به بانک مرکزی برای کنترل اقتصادمان نداشته باشیم. امروز ما به این توانایی رسیده ایم که هر کس نسبت به استعداد و توانایی اش بتواند با اعتماد کامل پولی را که لایقش است به دست آورد.

    فرایند استخراج با تمام ضعف ها و مشکلاتش، یک ذات جالب دارد. به اندازه تلاشت پول می‌گیری. البته این فرایند فعلی استخراج اصلا جالب نیست زیرا باز هم کسانی که سرمایه بیشتری دارند، دستگاه بیشتر و در نتیجه سود بیشتری به دست می آورند اما نوید یک نظام عادلانه را به ما می دهد که در آن به جز استخراج در سیستم های غیرمتمرکز هر کس به اندازه کاری که می کند پول به دست بیاورد نه به دلیل رنگ و نژاد و ژن خوبش !!!!

    تلاش برای رفع نیاز آغاز شد

    حالا انسان تلاش را برای رفع این نیاز بزرگ آغاز کرده قطعا در این راه موانعی وجود خواهد داشت و تاریخ این حقیقت را اثبات می کند. اولین قدم را ساتوشی ناکاموتو برداشت. این روزها اخباری مبنی بر اینکه بیت کوین پروژه آژانس امنیت ملی آمریکا است شنیده می شود که تاکنون منبع موثقی برای این ادعا وجود ندارد.

    چرا ارزهای دیجیتال و تمرکز زدایی اجتناب ناپذیر هستند؟

    فرض می کنیم بیت کوین واقعا پروژه آژانس NSA باشد. چه اهمیتی دارد که بیت کوین را چه کسی ساخته است. فقط کافی ست به ذات نامحدود انسان در رفع نیازها حس کنیم. بیت کوین یا تیت کوین یا هر اسم دیگری یک روز به وجود می‌آمد چون نیاز به یک ارز جهانی و بدون واسطه حس می‌شد.

    اسمش بلاک چین باشد یا پلنگ صورتی فرقی به حال ماجرا نمی کند. انسان به عدم تمرکز نیاز دارد و آن را با هر اسمی می‌سازد.

    نسل سوم وب و اینترنت

    نسل سوم وب و تحولاتی که در صنایع ایجاد خواهد کرد، سر و صدای زیادی به پا کرده است. اما افراد زیادی از چرایی به وجود آمدن آن و اینکه باعث چه چیزی می‌شود، آگاه نیستند. برای درک این موضوع در زمان سفر می‌کنیم تا نسل اول و دوم وب را بررسی کنیم.

    نسل اول وب

    درست به مانند قرون وسطی، نسل اول وب برای علاقه‌مندان مشقت بار بود. چیزی که به عنوان «شبکه جهانی وب»، شناخته می‌شد، فقط مجموعه ای از اطلاعات مختصر در صفحات ثابت و بدون هرگونه محتوای تعاملی بود. اتصال به اینترنت از طریق دیال‌آپ بود که افراد داخل خانه را از تلفن محروم می‌کرد.

    چرا ارزهای دیجیتال و تمرکز زدایی اجتناب ناپذیر هستند؟

    این نسل از وب، نسل چت روم هایی مثل AOL و MSN Messenger بود. نسل موتورهای جستجوی ذغالی مانند AltaVista و Ask Jeeves. وب ۱٫۰۰ به طرز وحشتناکی کم سرعت بود. بخش سیال ویدیو و موسیقی؟ فکرش را هم نکنید. آن زمان دانلود یک آهنگ یک روز طول می‌کشید.

    سپس نسل دوم وب

    مودم‌های کم حافظه پرسر و صدا و رابط های کاربری کسل کننده آرام آرام گورشان را گم کردند. سرعت اینترنت مسیر را برای محتوای تعاملی باز کرد. اینترنتی که در نسل اول فقط برای مشاهده اطلاعات یک شرکت یا سازمان استفاده می‌شد، به فضایی برای مشارکت بدل گشت. با اشتراک گذاری جهانی اطلاعات، وارد عصر رسانه های اجتماعی یا Social Media شدیم . یوتیوب، ویکی پدیا، فلیکر و فیس بوک، صدای بی صدا شدند.

    چرا ارزهای دیجیتال و تمرکز زدایی اجتناب ناپذیر هستند؟

    انتشار این پست در یک وبلاگ ۳۰ ثانیه طول می‌کشد و این در حالی است که زمانی ویرایش فقط یک سایت ساده، نگرانی برنامه نویسان و توسعه دهندگان بود. می‌توانیم این نسل را عصر خواندن، نوشتن و انتشار بدانیم جایی که گسترش اطلاعات چیزی شبیه به آب خوردن است. حالا یک سوال اساسی، نسل دوم وب عالی بود. پس مشکل کجاست؟

    اطلاعات پول است

    بر اساس تحقیقات سازمان ملل، کاربران اینترنت بین سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵ از ۷۳۸ میلیون به ۳٫۲ میلیارد نفر افزایش یافته است. این حجم نامتناهی از اطلاعات دیجیتالی شناور در جهان، باعث شد تا داده‌های یک فرد ارزش فوق العاده ای داشته باشند. بنابراین ذخیره انبوهی از اطلاعات در سرورهای متمرکز آغاز شد. در آمازون، گوگل، فیس بوک و توییتر، این نگهبانان بزرگ، اطلاعاتی به ارزش تریلیون ها دلار را ذخیره کرده اند که در صورت نیاز خیلی به کار خیلی‌ها خواهد آمد. مردم جز اعتماد به آن ها راه دیگر ندارند.

    انقلاب نسل سوم ۳٫۰

    چرا ارزهای دیجیتال و تمرکز زدایی اجتناب ناپذیر هستند؟

    در این پله، متخصصان نسل دوم وب، خیلی وقت بود که یک جانشین را تصور می‌کردند. نسل بعدی وب که به آن فکر می کردند: انسانی تر و با حریم خصوصی بالاتر. به جای تسلیم قدرت به شرکت های بزرگ،‌ مالکیت داده ها را به خود مردم بدهیم.

    بررسی یک اینترنت منصافه و شفاف تر به سال ۲۰۰۶ بر می‌گردد اما آن زمان ابزار و فناوری مناسب در دسترس نبود. سه سال تا بیت کوین مانده بود تا اولین کاربرد یک دفترکل توزیع شده یا همان بلاک چین را به همراه آورد. غیرمتمرکز سازی ایده بود; بلاک چین چاره کار. حالا جهان ابزاری که برای اینترنت انسانی لازم بود را بدست آورده بود.

    شبکه تمام خصوصی و ضد انحصاری

    در حالی که نسل دوم وب بسیاری از ساختارهای قدرت را دموکراتیک کرد و فرصت های زیادی ایجاد کرد، موتور اقتصادی در این نسل عمدتا خصوصی و انحصار یافته بود. فیس‌بوک، اوبر و ایر بی ان بی، شبکه های خصوصی برای زیرساخت های عمومی ایجاد کردند که باعث سلطه آن‌ها شد. نسل سوم وب دقیقا مخالف این جریان است.

    چرا ارزهای دیجیتال و تمرکز زدایی اجتناب ناپذیر هستند؟

    تصور آینده ی نه چندان دور با نسل سوم وب سخت نیست. نسلی که در آن تلفن های مبتنی بر رمزنگاری، فضاهای غیرمتمرکز و کیف پول‌های ارزهای دیجیتال جهان را خواهد گرفت. آینده ای بدون فضاهای بزرگی که اطلاعات ما را ذخیره می‌کنند. جهانی بدون نیاز به اپراتور های متمرکز که روزی ناگذیر به اعتماد بودیم. برخی از ویژگی‌های نسل سوم وب:

    بدون کنترل مرکزی: واسطه‌های متمرکز حذف می‌شوند، بلاک چین‌ها سیستمی بدون تقلب و تمام رمزنگاری شده را در جهان پیاده خواهند کرد. شرکت های آلفابت، اپل یا گوگل دیگر کنترل دادهای کاربران را در اختیار نخواهند داشت. هیچ دولت یا نهادی قادر به مسدود سازی سایت ها و خدمات نخواهد بود؛ و هیچ شخصی نمی تواند هویت دیگران را کنترل کند.چرا ارزهای دیجیتال و تمرکز زدایی اجتناب ناپذیر هستند؟

    مالکیت داده ها: کاربران آینده خودشان مالک داده‌های خودشان خواهند بود و با رمزنگاری امنیتی باورنکردنی خواهند داشت. اطلاعات می‌توانند به صورت همتا به همتا منتقل شوند. در حال حاضر، شرکت های بزرگی مانند آمازون و فیس بوک، غول‌های خورنده اطلاعات هستند که در شکمشان همه نوع داده از مدل موی شما تا روابط عاشقانه تان وجود دارد. اطلاعات شما صرفا برای بهبود خدمات نیست – خیلی ها برای این اطلاعات پول های خوبی می‌دهند !!!

    کاهش چشمگیر در هک و تقلب در داده ها: از آنجا که داده ها غیر متمرکز و توزیع شده خواهند شد، هکرها باید کل شبکه را هک کنند، که امکان آن با توجه به گستردگی شبکه تقریبا غیرممکن است. همچنین در بلاک چین چیزی حذف نخواهد شد بنابراین امکان پاک سازی عمدی داده‌ها تا زمانی که مالک اجازه ندهد وجود نخواهد داشت.

    در سال ۲۰۱۳ سایت ارائه دهنده ایمیل Lavabit که با امنیت و حفظ حریم خصوصی خارق العاده‌ اش مشهور بود، به دلیل عدم همکاری با ایالات متحده در افشای ایمیل های ادوارد اسنودن برای همیشه به فعالیتش پایان داد. در نسل سوم وب شاهد این اتفاقات نخواهیم بود.

    کاربردی در همه جا: برنامه های کاربردی غیرمتمرکز به راحتی می توانند سفارشی شوند و روی گوشی های هوشمند، تلویزیون، ماشین، میکروفون و سنسورهای هوشمند فعال شوند. در حال حاضر، برنامه های کاربردی سیستم عامل ها به یک سیستم عامل مشخص محدود هستند. به عنوان مثال، در حال حاضر برای IOS کیف پول های زیادی توسعه داده نشده است.

    بلاک چین های مجاز: هر کس می تواند یک آدرس ایجاد کند و با شبکه ارتباط برقرار کند. قدرت دسترسی به بلاک چین در بیان نمی‌گنجد. دیگر مردم سراسر جهان به دیلی جغرافیای محل زندگیشان، درآمد، جنسیت، رنگ و جهت گیری از خدمات محروم نخواهند شد. جهانی بدون مرز برای انتقال داده و دارایی های دیجیتالی.

    چرا ارزهای دیجیتال و تمرکز زدایی اجتناب ناپذیر هستند؟

    برای مشاهده سایز اصلی کلیک کنید

    سرویس بی وقفه: بلاک‌چین ها یا دیگر سیستم های غیرمتمرکز، موتقف نخواهند شد و تا زمانی که جامعه ی یک بلاک چین موافق آن باشد، آن بلاک چین به کار خودش ادامه خواهد داد.

    چگونه کار می کند؟

    این نسل از وب هم مانند هر فناوری دیگری نیاز به تکامل بیشتری دارد. برای دسترسی به وب سایت های غیر متمرکز، کاربران فقط به یک سید (Seed) یا کلید خصوصی (PrivateKey) نیاز خواهند داشت. این یک دارایی واحد است که امکان تعامل با Dapp ها را فراهم می‌کند.

    به ظاهر، منحنی آگاهی از نسل دوم تا سوم وب ملایم خواهد بود. اما در پشت صحنه، چارچوب اتصال کاربران با خدمات دیجیتال کاملا متفاوت است.

    چرا ارزهای دیجیتال و تمرکز زدایی اجتناب ناپذیر هستند؟

    برای مشاهده سایز اصلی کلیک کنید

    به جای Google Drive یا Dropbox، ما اکنون سرویس‌هایی مانند Storj، Siacoin، Filecoin یا IPFS را برای توزیع و ذخیره فایل‌ها داریم.
    به جای اسکایپ ما دارای سیستم عامل هایی مانند Experty.io هستیم.
    به جای WhatsApp و Wechat، ما Status و شاید در آینده تلگرام را داشته باشیم.
    به جای سیستم عامل هایی مانند iOS و Android، چارچوب هایی مانند Essentia.one و EOS، یک دروازه به وب جدید ارائه می دهد.
    Steemit نقش فیس بوک را بازی خواهد کرد، مرورگر Brave می‌تواند به عنوان Chrome و سیستم Monetha می‌تواند به جای PayPal فعالیت کند.

    اینها فقط چند نمونه بودند برای درک بهتر این نسل از وب. همانطور که نسل سوم وب به جلو حرکت می‌کند قوی و قوی تر می‌شود و فضای رقابت را برای شرکت های خورنده اطلاعات تنگ تر و تنگ تر می‌کند. به احتمال زیاد تا سه سال آینده از بهترین خدمات dApps بهره مند خواهیم شد. بازهم تاکید می‌کنم که انسان اگر به چیزی احساس نیاز کند بالاخره آن را حل خواهد کرد.

    نتیجه گیری

    حرف های ناگفته زیادی را به دلیل اینکه قابل انتشار نبودند ننوشتم. ذات انسان نامحدود است و هر چیزی را که به آن احساس نیاز کند و ابزار آن در دسترس باشد، خواهد ساخت. مردم جهان سال‌هاست به دنبال اعتماد واقعی‌ می‌گردند و امروز فناوری به حدی رسیده است که ما بتوانیم سیستم های هوشمند غیرمتمرکز و بدون نیاز به واسطه را بسازیم.با افزایش آگاهی مردم و گسترش آنی اطلاعات در سراسر جهان به علاوه ابزارهایی که وجود دارند، قطعا جهان آینده غیرمتمرکز خواهد بود و کسی نمی‌تواند در برابر این اتفاق ایستادگی کند. برای درک بهتر می‌توانید مقالات «غول آخر بیت کوین»، «مفهوم کلمه «اعتماد» در بلاک چین» و «خیمه شب بازی توزیع غیرمتمرکز پول در آینده چگونه انجام خواهد شد؟» را مطالعه بفرمایید.


    منبع: ارز دیجیتال


    آخرین ویرایش: سه شنبه 28 فروردین 1397 07:10 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • ادمین وب سایت پنجشنبه 23 فروردین 1397 12:17 ق.ظ نظرات ()
    تصور بسیاری از ما درباره‌ی نحوه‌ی به دست آوردن پول این است که باید کار کنیم تا پول در بیاوریم و با آن پول نیازهایمان را رفع و خواسته‌هایمان را برآورده کنیم. در واقع تعداد کمی از ما ماهیت واقعی پول را درک می‌کنیم.

    پول در واقع آن‌طور که خیلی‌ها تصور می‌کنند، «ذخیره‌ی ارزش» نیست، بلکه پول معیاری است برای بدهی هر فرد نسبت به کسی است که پول دارد. بنابراین:

    هرچه پول بیشتری داشته باشید، در حقیقت تعداد بدهکاران به شما بیشتر است.

    پذیرش این مفهوم حتی برای بسیاری از اقتصاددانان مدرن نیز دشوار است. برای درک این ایده، بهتر است نگاه کوتاهی به اصل و ریشه‌ی پول داشته باشیم.

    بهتر است مفهوم پول وجود داشته باشد

    تاریخچه‌ی پول؛ پول چرا به وجود آمد و چگونه کار می‌کند؟

    تقریبا همه‌ی نظریه‌های اقتصادی مدرن درباره‌ی پول اشتباه است. دلیل آن این است که این نظریه‌ها از کتاب «ثروت ملل» آدام اسمیت مشتق شده‌اند. اسمیت این کتاب را در سال ۱۷۷۶ منتشر کرد و پس از آن بود که پدر علم اقتصاد نام گرفت. به طور خلاصه، این کتاب نشان می‌دهد که در گذشته چگونه انسان‌ها تعاملات خود را از طریق داد و ستد کالا به کالا انجام می‌دادند. در این نوع دادوستد به عنوان مثال، فردی که یک گاو داشت می‌توانست آن را با سی عدد جوجه که متعلق به شخص دیگری بود معامله کند.

    محدودیت‌های این نوع دادوستد آشکار است: به ندرت می‌توان هماهنگی بین نیازها و کالاها پیدا کرد. به عبارت دیگر، این‌طور نیست که فرد همیشه کالایی برای معاوضه با کالای دیگر که متعلق به فرد دیگری است داشته باشد. به دلیل همین محدودیت، نظریه‌ی اقتصاد سنتی مفهوم پول را پدید آورده است.

    هنگامی که فردی چیزی را از کسی می‌خواهد اما در قبال آن ما به ازای مناسبی برای عرضه ندارد، باید چیزی را به فرد فروشنده ارائه کند که او بعدا بتواند از آن برای تهیه‌ی مایحتاج خودش استفاده کند. بنابراین بهتر است مفهوم پول وجود داشته باشد.

    اقتصاد رایج می‌گوید در گذشته ابتدا دادوستد پایاپای به وجود آمد و سپس به خاطر نیاز موجود، پول ایجاد شد؛ در نهایت نیز مبحث اعتبار شکل گرفت. درک این موضوع بسیار آسان است و منطقی به نظر می‌رسد.

    این روند به این شکل کار می‌کند: من به چیزی که شما دارید نیاز دارم، اما پول کافی یا چیزی برای مبادله با آن ندارم. با توجه به این‌که پول در حال حاضر به عنوان وسیله‌ای برای اندازه‌گیری ارزش هر چیزی به کار می‌رود، می‌توانم در ازای مبادله‌ی جنس به شما یک گواهی با عنوان «گواهی پرداخت بدهی» بدهم. شما بر اساس اعتباری که نزد شما دارم ،اقلام مورد نیازم را به من خواهید داد، با این شرط که در موعد مقرر در آینده پول آنها را پرداخت کنم. اگر در زمان مشخص شده پول را پرداخت نکردم، هر دو می‌دانیم که شما حق دارید ارزش اعتبارم را (به هر شکلی که با معیارهای جامعه مطابقت دارد مثل زندان انداختن یا توقیف اموال) کاهش دهید. در این مدل، پول به عنوان ابزار نماینده‌ی ارزش شناخته می‌شود و در مرکز مداری قرار می‌گیرد که تراکنش‌های اقتصادی حول آن می‌چرخند.

    اعتبار، بنیان اقتصاد است

    تاریخچه‌ی پول؛ پول چرا به وجود آمد و چگونه کار می‌کند؟

    اعتبار را باید اساس و بنیان اقتصاد دانست و مدت‌ها پیش از آنکه پول به صورتی که امروز می‌شناسیم مرسوم شود، وجود داشته است. اگر فردی می‌خواست یک گاو را از شخصی بخرد اما کالایی را که صاحب گاو در ازای آن مطالبه می‌کرد نداشت، به احتمال زیاد صاحب گاو آن را به فرد می‌داد به شرطی که در زمان مقرر بهای آن را با کالای مناسبی پرداخت کند. با وجود این‌که در برخی از دوره‌های تاریخ بشر، سیستم پولی معینی وجود نداشته است که از طریق آن بشود قیمتی برای گاو تعیین کرد، باز هم انجام این معامله امکان‌پذیر بوده است. این بدان معناست که صاحب گاو برای فرد مورد نظر خدمتی انجام داده است و او بابت آن به صاحب گاو بدهکار است.

    شواهد مختلف دانش انسان‌شناسی نشان می‌دهد که در واقع بیشترین تعاملات اقتصادی انسان (قبل از این‌که پول و دادوستد به صورت فعلی رایج شوند) بر اساس اعتبار صورت می‌گرفت.

    نمونه‌های بی‌شماری در پژوهش‌های انسان‌شناختی وجود دارد که نشان می‌دهد از نظر تاریخی همیشه بدهکاران در صورت عدم پرداخت بدهی، مدیون طلبکاران بودند. در بسیاری از فرهنگ‌های قدیمی (و نیز فرهنگ برخی مناطق دورافتاده و فاقد ارتباط با تمدن مدرن در عصر کنونی) اگر فردی بدهی‌اش را پرداخت نمی‌کرد، طلبکار می‌توانست هر چه را مناسب می‌داند (حتی جان شخص یا اعضای خانواده‌ی او) را از او بگیرد.

    به عبارت دیگر، از دیرباز طلبکاران بر بدهکاران تسلط کامل داشتند. در عصر حاضر نیز با چنین موضوعی مواجه هستیم، اما شرایط انسانی‌تری برای آن وضع شده است. به عنوان مثال، اگر به بانک بدهکار باشید و آن را پرداخت نکنید، بانک می‌تواند خانه یا بخشی از حقوق‌تان را به جای بدهی‌اش بردارد. در بعضی موارد، حتی می‌تواند شما را وادار کند برخی از دارایی‌های‌تان را بفروشید و بدهی‌تان را بپردازید.

    پول، نشانگر اعتبار

    تاریخچه‌ی پول؛ پول چرا به وجود آمد و چگونه کار می‌کند؟

    از آنجا که اعتبار حتی پیش از خلق پول وجود داشت، سؤال اینجاست که پول چگونه به وجود آمد و واقعا نماینده‌ی چیست؟

    فرض کنید فردی می‌خواهد یک گاو را از شخصی خریداری کند. هم او و هم صاحب گاو می‌دانند که این فرد چیزی را که در حال حاضر مورد نیاز صاحب گاو است، ندارد تا در ازای مبادله به او بدهد. فرد خریدار به طور شفاهی به صاحب گاو می‌گوید که بدهی‌اش را به او پرداخت خواهد کرد. این کار شاید در یک جامعه‌ی کوچک بدوی مشکلی ایجاد نکند، اما در جامعه‌ای که به مراتب بزرگتر و پرجمعیت‌تر است چطور؟ حال اگر صاحب گاو نیاز فوری داشت و می‌خواست بلافاصله مایحتاجش را با گاو مبادله کند چه می‌شد؟ احتمالا از او می‌خواست که روی قطعه کاغذی بنویسد و امضا کند که به اندازه‌ی ارزش یک گاو به او بدهکار است.

    آنچه در ادامه می‌آید بسیار مهم است.

    صاحب گاو می‌تواند این قطعه کاغذ را به شخص سومی بدهد و چیزی را که نیاز دارد از او بگیرد. البته هم صاحب گاو و هم شخص سوم فرض می‌کنند که خریدار گاو (که کاغذ را امضا کرده) خوش‌حساب است. حال خریدار گاو باید بدهی‌اش را به اندازه‌ی ارزش یک گاو به شخص سوم پرداخت کند.

    اما اگر شخص سوم به جای گرفتن بدهی از خریدار گاو، این قطعه کاغذ امضا شده را در ازای مایحتاجش به فرد چهارم و او نیز آن را با فرد پنجمی مبادله کنند چه می‌شود؟ هر کسی که در نهایت این قطعه کاغذ را دارد می‌تواند مقدار آن را از خریدار اصلی گاو مطالبه کند.

    کل این سیستم فرض می‌کند که خریدار گاو خوش‌حساب است و در صورتی که فردی بخواهد آن کاغذ را نقد کند، بلافاصله مبلغ مندرج در آن را به او پرداخت خواهد کرد. این دقیقا چگونگی عملکرد سیستم پولی مدرن ما را توضیح می‌دهد. اگر پول ارزش دارد به این دلیل است که ما فرض می‌کنیم صادرکننده‌ی آن (یعنی دولت) مسئولیت بدهی را که نماینده‌ی آن است خواهد پذیرفت.

    بنابراین واقعا پول چیست؟

    تاریخچه‌ی پول؛ پول چرا به وجود آمد و چگونه کار می‌کند؟

    حال که می‌دانیم هر واحد پولی که در دست من و شماست، در واقع نشانگر «بدهکاری» فرد دیگری است، می‌توانیم مفهوم پول را به خوبی توضیح دهیم.

    اگر فردی ۱۰۰ دلار پول داشته باشد، در واقع سندی در دست دارد که نشان می‌دهد دیگران ۱۰۰ دلار به او بدهکار هستند.

    بنابراین افزایش ثروت فرد به معنای این است که عملکرد او به عنوان طلبکار در جامعه قوی‌تر می‌شود؛ دلیل آن این است که تعداد بدهکاران او بیشتر می‌شود. می‌دانیم که طلبکاران بیشتر از بدهکاران قدرت دارند. هر کسی به اندازه‌ی مقدار پول دیگران به آنها بدهی دارد. هر کسی هم که پولی ندارد، به اندازه پولی که در جیب شماست به شما بدهکار است.

    بسیاری از افراد از اینکه ۱۰۰,۰۰۰ دلار با خود همراه داشته باشند احساس قدرت می‌کنند. چرا؟ زیرا وقتی پول دارند می‌توانند به هر فروشگاهی بروند و هر چه می‌خواهند بخرند. به این ترتیب، می‌توانند از فروشنده‌ی آنجا دقیقا هر چه را می‌خواهند درخواست کنند، زیرا این فروشنده به اندازه‌ی ۱۰۰,۰۰۰ دلار به آنها بدهکار است.

    بنابراین پول در حقیقت نشانگر قدرت بر دیگران است. به همین دلیل است که ما به دیده‌ی احترام یا سوءظن به افراد ثروتمند می‌نگریم. زیرا یا دلیل این حس‌مان را می‌دانیم یا به طور ناخودآگاه درک می‌کنیم که به آن شخص به اندازه‌ای بدهکاریم که بسیار بیشتر از قدرت پرداخت ماست. فردی که ۱۰۰ میلیارد دلار موجودی دارد به احتمال زیاد می‌تواند هر چیزی را که ما داریم با پیشنهاد یک قیمت عالی از ما بگیرد. بنابراین جمله معروفی که می‌گوید «هر کس قیمتی دارد» واقعا درست است!

    چرا این‌طور است؟ زیرا هر چیزی که یک فرد ثروتمند از ما بخرد سبب افزایش دارایی ما می‌شود و قدرت‌مان را به عنوان طلبکار در جامعه افزایش می‌دهد.

    بنابراین، تا زمانی که همگان پول را به عنوان نشان‌دهنده‌ی بدهی شخصی دیگر که تمایل به پرداخت آن را دارد پذیرفته‌اند، پول نماینده‌ی قدرت بر دیگران است. به همین دلیل است که پول تا این حد جذاب است. پول به معنای واقعی کلمه، نوعی قدرت است.

    همچنین بخوانید: نقش بلاک‌چین در انتقال پول و دارایی چیست؟

    چرا باید پول داشته باشیم تا پول در بیاوریم؟

    تاریخچه‌ی پول؛ پول چرا به وجود آمد و چگونه کار می‌کند؟

    همه‌ی ما شنیده‌ایم که «پول، پول میاورد» و جذب سرمایه اولیه سخت ترین کار ممکن است. اما چرا این‌طور است؟ زیرا یک فرد پس از کسب یک میزان مشخص پول می‌تواند با استفاده از سرمایه‌ی موجود، جامعه را نسبت به خود بدهکار کند، بدون اینکه اصلا کاری انجام دهد.

    یک فرد یا شرکت ثروتمند با داشتن سرمایه‌ی کافی می‌تواند مردمی را که ثروتی ندارند به خود بدهکار کند. اما چگونه این کار را انجام می‌دهد؟ کافی است آنها را به خدمت بگیرد و در ازای کار و زمان‌شان به آنها دستمزد پرداخت کند. البته دستمزدی که مؤسسات ثروتمند به این افراد پرداخت می‌کنند، همیشه کمتر از ارزش کاری است که آنها به خاطر دستمزد انجام می‌دهند.

    داشتن سرمایه و پول زیاد به یک فرد یا شرکت ثروتمند اجازه می‌دهد تا زیرساخت‌های ضروری را به منظور کسب ارزشی بیشتر از دستمزد پرداختی به کارگر ایجاد کند. این نشان می‌دهد که مردم، شرکت‌ها یا دولت‌هایی که پول بیشتری دارند، قدرت بیشتری نیز بر مردم بی‌بضاعت دارند.

    هر چه پولی که شخص دارد بیشتر باشد و بنابراین میزان بدهی افراد جامعه به او بیشتر باشد، برای آن فرد آسان‌تر است که بدهی‌ها را به روشی از جامعه بگیرد که برایش ثروت بیشتری به ارمغان بیاورد. این الگو تا زمانی که ایده‌ی اعتبار و بدهی وجود داشته باشد هرگز تغییر نخواهد کرد. طرفداران ارز دیجیتال که بیت‌کوین و سایر پول‌های مجازی را به عنوان یک سیستم پولی جدید و مناسب قبول دارند نیز این موارد را به خوبی درک می‌کنند.

    چرا نگرانی‌ها درباره‌ی «بدهی ملی» بی‌اساس است

    ایالات متحده مسئولیت حجم زیادی از بدهی‌ها را به عهده دارد و این سبب بحث‌های سیاسی بی‌پایان می‌شود. به همین دلیل، به نظر می‌رسد بسیاری از شهروندان واقعا فکر می‌کنند ایالات متحده به زودی ورشکست خواهد شد یا این بدهی در نهایت به گردن مردم این کشور می‌افتد. اما این اتفاق رخ نخواهد داد و نباید درباره‌ی آن نگران باشیم.

    همان طور که در بالا هم دیدیم، پول صرفا نشان‌دهنده‌ی یک «گواهی پرداخت بدهی» است که مردم به طور مداوم با آن دادوستد می‌کنند، زیرا فرض بر این است که مؤسسه‌ای که در اصل آن پول رسمی را منتشر کرده خوش‌حساب است. شاید رفتن به سراغ این نهاد منتشرکننده پول رسمی و تقاضای ارزش اسمی آن ضروری نباشد، چرا که این ارزش را می‌توان از هر کس دیگری نیز دریافت کرد. برای دلار آمریکا، اساسا می‌توان گواهی‌های پرداخت بدهی را در هر جای دنیا مبادله کرد. بنابراین ایالات متحده عملا مانند یک بانک جهانی کار می‌کند.

    اگر یک طلبکار به طریقی همه‌ی بدهی‌های‌مان را به طور مستقیم و در یک زمان از ما وصول می‌کرد، آیا در موقعیت بدی قرار می‌گرفتیم؟ مسلما بله. اما آیا هرگز این اتفاق می‌افتاد؟ پاسخ منفی است. زیرا اگر این‌طور بود کل اقتصاد جهان به معنای واقعی از عملکرد صحیح خودش باز می‌ماند. کشوری که می‌خواهد همه بدهی‌های ایالات متحده را وصول کند، ظاهرا می‌خواهد دست به خودکشی اقتصادی بزند.

    بنابراین بدهی ملی آمریکا (که سیاستمداران بی‌عقل همواره درباره‌ی آن بحث می‌کنند) یک نقطه‌ی عطف مهم در اقتصاد به شمار می‌رود.

    ارز دیجیتال با پول رسمی (ارز رایج یا فیات) تفاوت دارد

    تاریخچه‌ی پول؛ پول چرا به وجود آمد و چگونه کار می‌کند؟

    طرفداران ارز دیجیتال به بسیاری از مزایای فناوری بلاکچین و ماهیت غیرمتمرکز سکه‌هایی که تحت این زیرساخت قرار دارند اشاره می‌کنند. از نظر فناوریِ صرف، چنین بلاکچین‌هایی می‌توانند بسیاری از مشکلات را حل کنند. اما به نظر می‌رسد بسیاری از مردم گمان می‌کنند ارزهای دیجیتال عملکرد بهتری نسبت به پول های رایج فعلی (فیات) خواهند داشت. این کاملا نادرست است.

    سکه‌های رمزنگاری شده دقیقا نشان‌دهنده‌ی همان چیزی هستند که پول رسمی نشان می‌دهد: اندازه‌ی بدهی قابل دریافت از مردم دیگر. بنابراین انباشت ارز دیجیتال توسط هر نهاد، قدرت آن نهاد را برای دریافت بدهی از جامعه افزایش خواهد داد.

    در حال حاضر، برخی ممکن است ادعا کنند که ارزهای دیجیتال بهتر از پول رسمی هستند چرا که مستعد تورم نیستند. این هم اشتباه است. ارزهای دیجیتال نیز مانند پول رسمی مستعد تورم هستند. اما برخلاف پول رسمی که مستعد تورم موجودی است، ارز دیجیتال مستعد تورم ارزش است. در عمل، اینها هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند: هر دو مقدار بدهی جامعه را افزایش می‌دهند.

    برای مثال، ارزش بیت‌کوین در بسیاری از موارد در مقایسه با دلار آمریکا اندازه‌گیری می‌شود. این قیمت به عنوان تغییرات تقاضا تغییر می‌کند. بنابراین، ارزش بیت‌کوین در هر زمان، بی‌معنی است زیرا به عرضه و تقاضا بستگی دارد.

    هر کسی که تصور می‌کند ارزهای دیجیتال احتمالا به زودی جایگزین پول رسمی خواهند شد، به نوعی سطحی‌نگر است. زیرا این واقعیت را که ارزش‌گذاری دارایی‌های رمزنگاری شده بدون مقایسه با پول‌های رسمی بی‌نهایت دشوار است نادیده گرفته است.

    بیشتر بخوانید: تاریخچه پول ، موقعیت بیت کوین کجاست؟

    نتیجه

    دیدیم که اعتبار (نه پول) اساس تعاملات اقتصادی انسان را تشکیل می‌دهد و پول واقعا نشان‌دهنده‌ی بدهی قابل پرداخت جامعه به فردی است که پول دارد. همچنین دانستیم از این چارچوب به پول نگاه کردن، برای درک اینکه «چرا پول پول می‌آورد» و «چرا ارزهای دیجیتال (یا هر چیز دیگری که جایگزین پول رسمی باشد) احتمالا نمی‌تواند مشکلات نابرابری ثروت را حل کند» آسان‌تر است. همچنین یاد گرفتیم چرا نگرانی درباره‌ی بدهی ملی آمریکا فقط نوعی اتلاف وقت و انرژی است.

    پیام اصلی این است: به پول به عنوان یک ابزار برای مدیریت «اعتبار» که واقعا در تعاملات اقتصادی انسان مهم است فکر کنید. همه‌ی سیستم‌های اقتصادی به عنوان توسعه‌دهنده‌ی اعتبار و بدهی عمل می‌کنند. بنابراین فکر کردن درباره‌ی پول به عنوان چیزی که ذاتا ارزشمند نیست، اما می‌تواند به عنوان وسیله برای تعامل با دیگران به کار رود مفید است. پول می‌تواند به ما در درک جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم و فکر کردن به روش‌های جدید درباره‌ی نحوه‌ی رشد و افزایش ثروت کمک کند.

    منبع: medium

    منبع ترجمه پارسی: ارز دیجیتال


    آخرین ویرایش: سه شنبه 28 فروردین 1397 07:12 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • ادمین وب سایت پنجشنبه 23 فروردین 1397 12:14 ق.ظ نظرات ()
    من هم مثل خیلی از تریدرها، کتاب جادوگران بازار نوین (Market Wizards) را خوانده‌ام. اگر تا حالا اسم این کتاب را نشنیده‌اید، مجموعه‌ای است از مصاحبه با افسانه‌ای‌ترین تریدرهای سال‌های ۱۹۸۰.

    اولین بار وقتی جوان بودم این کتاب را خواندم، واقعا نمی‌دانستم چه می‌کنم. خواندمش و فکر کردم درک خوبی از آن پیدا کرده‌ام و از آن گذشتم.

    مسیر هشت‌گانه تبدیل شدن به یک تریدر افسانه‌ای

    اما واقعا درک نکرده بودم.

    دلیلش ساده بود. من تجربه و دانایی زندگی نداشتم تا آن را درک کنم. سال‌های خیلی خیلی بیشتری نیاز بود.

    چند ماه قبل کتاب کهنه قدیمی‌ام را برداشتم و شروع کردم به زیرورو کردن آن. انتظار داشتم چندتا از نقل قول‌ها را مرور کنم و بعد کتاب را ببندم، اما خیلی زود متوجه شدم که کاملا گیر افتاده‌ام، یک بار دیگر از اول تا آخر خواندمش.

    دو چیز بلافاصله به ذهنم خطور کرد.

    • اول، همه چیزهایی که هایلایت کرده بودم اشتباه بودند.
    • دوم، بلافاصله متوجه شدم چقدر این افراد به هم شبیه هستند.

    بدون توجه به اینکه از کجا آمده‌اند و چگونه کارشان را شروع کرده‌اند، همه‌ی آنها از یک ضرر وحشتناک در ابتدای کارشان حرف زده بودند. همه‌ی آنها از اعتقادات اشتباهی که داشته‌اند فراتر رفته‌اند و این توانایی فوق‌العاده را به دست آورده‌اند که خودشان را با شرایط وفق بدهند و در یک چشم به هم زدن تفکرشان را عوض کنند.

    سبک آنها، سیاست‌هایشان و خلق‌وخوی‌شان به شدت باهم متفاوت بود اما بقیه زندگی‌شان مسیری را دنبال کرده بودند که به طرز شگفت انگیزی شبیه بود.

    همان موقع بود که فهمیدم دارم یک چیز بزرگ‌تر را می‌بینم، یک فرا الگو، الگوی الگوها.

    اسمش را بگذارید مسیر موفقیت تریدر بزرگ.

    خب این مسیر چیست و چگونه باید آن را دنبال کرد؟‌

    بیایید باید با هم بررسی کنیم

    مرحله ۱: بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای شروع به کار کردن

    مهم نیست کسی چقدر می‌تواند در موضوعی مهارت پیدا کنید، همه اول با سرنخ‌ها شروع می‌کنند. ممکن است ترید کردن یک استعداد ذاتی باشد اما این موضوع در ابتدای راه هیچ اهمیتی ندارد.

    همه از پله‌ی اول شروع می‌کنند.

    هیچکس از همان اول سوپراستار نیست.

    این جادوگران به جز مایکل مارکوس، همه تریدرهای معمولی بودند.

    سوال:‌ آیا اصلا می‌دانستید که چه می‌کنید؟‌ آیا چیزی درمورد کالاها یا ترید کردن داشتید؟‌

    پاسخ: خیر، اصلا.

    سوال:‌ آیا اصلا اندازه‌ی قرارداد را می‌دانستید؟‌

    پاسخ:‌ خیر نمی‌دانستیم.

    مسیر هشت‌گانه تبدیل شدن به یک تریدر افسانه‌ای

    سوال:‌ آیا می‌دانستید هر تیک چقدر برای شما هزینه دارد؟‌

    پاسخ: بله.

    سوال: به نظر می‌رسد این تنها چیزی بوده که می‌دانسته‌اید.

    پاسخ:‌ درست است. ترید بعدی ما، برای گندم هم جواب نداد. بعد از آن، برگشتیم سراغ ذرت و آن ترید کمی بهتر بود؛ سه روز طول کشید تا پولمان را از دست دادیم. موفقیت‌مان را با تعداد روزهایی که طول می‌کشید تا پولمان را از دست بدهیم اندازه می‌گرفتیم.

    همین داستان را بارها و بارها می‌بینید. بعضی‌ها می‌شنوند که چگونه می‌توانند خیلی سریع در بازار ثروتمند شوند. جایی می‌خوانند یا دوستانشان داستانی در مورد پادشاه وال استریت برای آنها تعریف می‌کنند که به تازگی از طریق کریپتو بیش از اندازه ثروتمند شده‌اند و آنها هم به امید اینکه بالاخره بتوانند بارشان را ببندند وارد بازار می‌شوند.

    حتی اگر بعضی از آنها اطلاعات خوبی درمورد قوانین اساسی مانند گذاشتن نقاط توقف ضرر و میزان مناسب سرمایه گذاری داشته باشند، بیشتر وقت‌ها به این قوانین توجهی نمی‌کنند.

    پاول تودور جونز، یک تریدر درنده جاه‌طلب، داستان وحشتناک یکی از اولین تریدهایش را تعریف می‌کند که طی یک تصمیم ناگهانی پنبه می‌خرد و این کار حسابی او را آسیب پذیر می‌کند. بلافاصله تریدر دیگری که او را دنبال می‌کرد از اشتباه او باخبر می‌شود و همین اشتباه را تکرار می‌کند. نهنگ بزرگ بازار پنبه بلافاصله پنبه‌هایش را می‌فروشد و باعث می‌شود قیمت آن به شدت پایین بیاید و او دستش در پوست گردو بماند.

    او با ضرر بسیار زیادی فهمید که هیچ وقت در بازار تصمیمات عجولانه نگیرد، چون ۷۰ درصد سرمایه‌اش را در یک ترید از دست داده بود.

    همه فکر می‌کنند که از بازار باهوش‌تر هستند. حتی اگر قوانین ارزشمند بازار که در طول سال‌ها به دست آمده‌اند را بدانند بازم هم با خودشان می‌گویند، این قوانین در مورد من صدق نمی‌کند، چون من با بقیه فرق دارم.

    و این ما را به مرحله‌ی دوم می‌برد.

    مرحله دو: افتادن در دام اشتباهاتی که همه مرتکب می‌شوند

    آیا فکر می‌کنید شما تنها کسی هستید که اشتباهات بقیه را مرتکب نمی‌شوید؟‌

    اشتباه می‌کنید. اما نگران نباشید، در مسیر درستی قرار دارید.

    هیچ‌کسی از اشتباهات در امان نیست.

    تریدرها تازه کار نمی‌دانند که قوانین برای این به وجود آمده‌اند که از آنها محافظت کنند، حتی اگر خودشان قوانین را ندانند. شاید بعد از اینکه دوره‌‌ی کاملا بی‌خبری را گذرانند چند کتاب بخوانند یا به تریدرهایی که باهوش به نظر می‌رسند گوش دهند یا یک دوره‌ی آموزشی بگذرانند.

    مسیر هشت‌گانه تبدیل شدن به یک تریدر افسانه‌ای

    مشکل اینجاست که آنها دقیقا نمی‌دانند چه می‌خوانند یا چه می‌شنوند. نمی‌توانند پردازش کنند چون هنوز تجربه‌ای ندارند تا چیزی از دانایی دیگران دستگیرشان بشود. دانش را نمی‌توان به صورت منفعل منتقل کرد. دانش باید از طریق تجربه‌ی شخصی به دست بیاید.

    و وقتی که قوانین را درک نمی‌کنید چه اتفاقی می‌افتد؟‌

    خراب می‌کنید.

    و بعضی از این قوانین چه هستند؟

    ۱. بیش از حد ترید نکنید.

    ۲. میزان سرمایه‌ گذاری‌تان روی دارایی‌های مختلف را کم نگه دارید.

    ۳. نقاط توقف ضرر در نظر بگیرید.

    ۴. تصمیات لحظه‌ای نگیرید.

    ۵. خیلی زیاد یا خیلی کم دچار احساسات نشوید.

    اینها فقط چند قانون ضروری بودند که هر تریدری باید آنها را کشف و آویزه‌ی گوشش کند.

    همه‌ی تریدرها بالاخره یادش می‌گیرند.

    اما از راه سخت.

    در ابتدای کار همه می‌خواهند این اشتباهات را نادیده بگیرند.

    تریدر افسانه‌ای ارز بروس کونر یک داستان قدیمی درمورد تصمیات ناگهانی دارد. کونر پول اولیه‌اش را با قراردادهایی با ریسک پایین به دست آورده بود. او هم موضع معاملاتی خرید داشت و هم فروش استقراضی، تا ریسک‌ها را کاهش دهد. اما وقتی که قیمت دانه‌های سویا در سال‌های ۱۹۷۰ به شدت بالا رفت و رکورد زد، کارگزارش هیجان زده شد و با طمع زیادی با اون تماس گرفت و گفت:‌

    قرار است دانه‌های سویا به شدت گران شوند… واقعا حماقت است که به قرارداد فروش استقراضی ماه نوامبر بسنده کنید. بگذار مبلغ فروش استقراضی ماه نوامبر را برای شما افزایش دهم، و وقتی چند روز دیگر بازار به حداکثر قیمت ممکن (limit-up) می‌رسد، سود بیشتری می‌کنی. (limit-up‌ زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت یک کالا تا حداکثر افزایشی که اکسچنج اجازه‌ی آن را می‌دهد بالا رود.)

    او موافقت کرد. Limit-up‌ در بازار مانند فیوز عمل می‌کند. اگر بیش از حد یا پایین باشند قراردادها قفل می‌شوند و هیچ‌کس نمی‌تواند آنها را معامله کند. همانجایی که هستید گیر می‌کنید. Limit-up‌ ‌به این خاطر بوده که بتوانید بیشتر حد ممکن پول دربیاروید. اما Limit-down چطور؟ بیشترین حد ممکن پول را از دست می‌دادید و حتی بدتر از آن گیر می‌افتادید و نمی‌توانستید بفروشید.

    کونر احساس رضایت خاطری که تازه‌کارهای بازار تجربه‌می‌کنند را عالی توصیف می‌کند:

    «یک لحظه‌ی جنون آمیز بود. ۱۵ دقیقه بعد، کارگزارم دوباره با من تماس گرفت و صدایش کاملا آشفته بود.

    نمی‌دونم چطور باید بهت بگم، اما بازار Limit-down شده! نمی‌دونم می‌تونم بیارمت بیرون یا نه.

    کاملا شوکه شدم و سرش دادم کشیدم که مرا بیرون بیار.

    خیلی خوش‌شانس بودیم که توانست وقتی بازار برای چند دقیقه از Limit-down بالاتر رفته بود، بیرون‌مان بیاورد. اما به هر حال ضرر بزرگی کرده بودیم.

    بعد از آن کونر از احساس وحشتناکی صحبت می‌کند که هر تریدری وقتی ترید وحشتناکی انجام می‌دهد و بازار آنها را درسته قورت می‌دهد  تجربه‌ می‌کند.

    بیشتر از ۴۵ هزار دلار داشتم. اما آخر روز، فقط ۲۲ هزار دلار در حسابم داشتم.

    و این ما را می‌رساند به مرحله بعد از سفر هر تریدری.

    مرحله ۳: یک ضرر بزرگ

    هر تریدری بالاخره یک ضرر بزرگ فاجعه آمیز را تجربه خواهد کرد. خیلی از بهترین تریدرها بیشتر از یک بار تمام دار و ندارشان را از دست داده‌اند. اولین سفته باز بزرگ، جسی لیورمو، چند بار تمام ثروتش را از دست داد.

    کونر از حس وحشتناک از دست دادن پول زیاد در بازار برای‌مان می‌گوید:

    مسیر هشت‌گانه تبدیل شدن به یک تریدر افسانه‌ای

    دچار شوک احساسی شدم. نمی‌توانستم باور کنم که آنقدر احمق بوده‌ام. با وجود سال‌ها مطالعه‌ای که داشتم، باید شکست سختی می‌خوردم تا بازار را درک کنم. احساس تهوع داشتم و چندین روز غذا نخوردم. فکر می‌کردم راه پول درآوردنم به عنوان یک تریدر را از دست داده‌ام.

    مایکل مارکوس داستان مشابهی درمورد فاجهه در ترید شکر را تعریف می‌کند:‌

    سوال: تا وقتی که شرکت شما منحل شد، چه میزان پول روی ترید از دست دادید؟

    پاسخ: من از خودم ۳۰ هزار دلار از دست دادم، به‌علاوه‌ی ۱۲هزار دلار از ۲۰هزار دلاری که مادرم به من قرض داده بود. این درسی بود که از سرمایه گذاری تمام دارایی‌ام یک‌جا گرفتم.

    هر تریدری چنین داستانی برای تعریف کردن دارد. برای من نئو (NEO)‌ بود. وقتی که نمودار صعودی بود دیر وارد بازار شدم و پول زیادی وارد کردم. می‌دانستم که قرار است به شدت صعود کند و چند روز بعد حسابی بالا رفت و پول من تقریبا دو برابر شد.

    و بعد همه چیز زیرورو شد.

    چین شروع کرد به تهدید کردن اکسچنج‌های بزرگ. به نظر می‌رسید هر هفته یک داستان جدید به کریپتو حمله می‌کند، یک بانکدار بزرگ می‌گوید بی‌ارزش یا دیوانگی است، چین به اقدامات جدی علیه کریپتو دست می‌زند، یا یک کشور دیگر می‌گوید می‌خواهد ترید را ممنوع کند.

    خیلی طول نکشید که بازارها وحشت کنند.

    و آن موقع نگه داشتن هیچ کوینی بدتر از یک کوین چینی نبود. دقیقا یعنی نئو، بازار خونین چینی همه جا را در بر گرفت.

    می‌دیدم که همه پیروزی‌هایم در طول یک دوره دو روزه نابود می‌شوند و فقط نگاه می‌کنم. وحشت کردم. کوین و پروژه را دوست داشتم، فکر می‌کردم بالاخره اوضاع عوض می‌شود، پس همینطور که پایین و پایین‌تر می‌رفت نگهش داشتم.

    در آخر ۶۸ درصدی چیزی که وارد کرده بودم را از دست دادم.

    تا سرحد مرگ ناراحت بودم. چندین روز نتوانستم بخوابم یا غذا بخورم. ورزش کردن هم کمکی نکرد. الکل کمکی نکرد. هیچ چیز کمک نمی‌کرد.

    فقط یک چیز می‌توانست حالم را بهتر کند. قدم بعدی.

    مرحله چهارم: درس گرفتن و قوی‌تر بازگشتن

    وقتی که بالاخره یک سقوط جان فرسا را تجربه می‌کنید، کمی بعد متوجه می‌شوید که به طور مطلق بهترین تجربه تریدینگ زندگی شما بوده است.

    اگر باهوش هستید و روی کارتان تمرکز دارید، حتما تمام اشتباهاتی که کرده‌اید را بررسی می‌کنید. با یک مسواک خوب سراغش می‌روید. تمام عقاید و ایده‌های‌تان را زیر سوال می‌برید. دیگر هیچ چیز را فقط از روی قیمتش قضاوت نمی‌کنید. باید بدانید چه چیزهایی جواب می‌دهند و چه چیزهایی نه و بالاخره در کارتان جدی می‌شوید.

    مسیر هشت‌گانه تبدیل شدن به یک تریدر افسانه‌ای

    پاول تودور جونز حسش به ابر ضررش را به یاد می‌آورد که افسرده شده بود و می‌خواست همه چیز را رها کند. اما بالاخره متوجه شد:

    «در آن نقطه‌ای بودم که گفتم، جناب احمق، چرا همه چیز را روی یک ترید ریسک می‌کنی؟

    همان‌موقع بود که برای اولین بار تصمیم گرفتم باید نظم و مدیریت پول یاد بگیرم. برای من تجربه‌ی آموزنده‌ای بود، از این نظر که تا لبه‌ی پرتگاه رفتم، تواناییم به عنوان یک تریدر زیر سوال بردم و تصمیم گرفتم که نمی‌خواهم انصراف بدهم. تصمیم قطعی گرفتم که باید برگردم و دوباره بجنگم.

    ضرر واقعی برابر است با دانایی واقعی.

    بدون آن ضرر هیچ کدام از درس‌ها برای شما هیچ معنایی نخواهند داشت. همیشه فکر می‌کنید که با بقیه فرق دارید و قوانین برای شما صادق نیستند.

    اما باید بدانید که صادق هستند. برای همه صادق هستند. هیچ استثنایی وجود ندارد.

    مرحله پنجم: یاد گرفتن درس‌های قدیمی از راه سخت‌شان

    ذهن انسان چگونه کار می‌کند که باعث می‌شود خودمان حتما یک تجربه سخت داشته باشیم که چیزی را یاد بگیریم؟ ما دانایی حاصل از قرن‌ها را می‌خوانیم و بلافاصله آن را نادیده می‌گیریم.

    شاید معنی زندگی همین باشد. همه‌ی ما باید همان کشمکش‌ها را تجربه کنیم و خودمان مرتکب اشتباه شویم و یک داستان عالی را بارها و بارها زندگی کنیم.

    مسیر هشت‌گانه تبدیل شدن به یک تریدر افسانه‌ای

    بعد از ضرر بزرگی که درمورد نئو داشتم، تمام اشتباهاتی که کرده بودم را بررسی کردم و ناگهان جرقه‌ای در ذهنم زده شد. متوجه شدم که وقتی که تحت فشار هستم نمی‌توانم درست تصمیم بگیرم. درست مانند آهویی که نور چراغ قوه‌ رویش افتاده باشد، یخ می‌زنم. من می‌دانستم که بازار معکوس شده و قرار است نئو پایین برود و من باید خارج شوم اما لحظه‌ی آخر نتوانستم چنین تصمیمی بگیرم.

    در درونم نمی‌توانستم شکست را قبول کنم. سعی می‌کردم انکار کنم. من تریدر خوبی بودم و مراقب بودم یا حداقل فکر می‌کردم که هستم، اما حالا با یک واقعیت جدید مواجه بودم.

    به اندازه‌ی که فکر می‌کردم خوب نبودم. و نمی‌توانستم این واقعیتی که جلوی رویم بود را قبول کنم. نمی‌توانستم آن را پشت سر بگذارم و راهم را ادامه دهم.

    من باید نئو را می‌فروختم، خیلی قبل‌تر از آنکه ضرر به آن بزرگی به من بزند باید می‌فروختم. در عوض، به جای اینکه جلوی ضرر را بگیرم، آنقدر ادامه دادم تا بدبخت و بدبخت‌تر شدم.

    گاهی مردم دوست دارند بازنده باقی بمانند. رنج کشیدن را دوست دارند. رنج را دوست دارند اما نمی‌خواهند اعتراف کنند. رنج یعنی داستان گویی. مردم داستان سرایی را دوست دارند.

    یا این است یا اینکه فکر می‌کنند بازار برای یک دقیقه عقلش را از دست داده است. پروژه، پروژه‌ی خوبی است . ورق برخواهد گشت.

    اغلب اوقات ورق برنمی‌گردد یا خیلی دیر اتفاق می‌افتد و چون شما برای مدت خیلی زیادی نگه داشته بودید، نمی‌توانید ضرری را متحمل شده‌اید را جبران کنید.

    و اهمیتی ندارد که طلا خوب است یا یک شرکت خوب است یا یک پروژه خوب است. گاهی هیچ کدام از اینها هیچ مفهمومی برای بازار ندارد و به هر حال شکست می‌خورد.

    نئو مهم‌ترین درس دنیا را به من یاد داد.

    «ضررهایت را متوقف کن، بگذار پیروز‌ی‌هایت اتفاق بیفتند.

    آخرین ویرایش: سه شنبه 28 فروردین 1397 07:14 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • ادمین وب سایت پنجشنبه 23 فروردین 1397 12:12 ق.ظ نظرات ()
    بازار ارزهای دیجیتال را عمیق تر درک کنیدReviewed by بهزاد ناصرفلاح on Feb 28Rating: 5.0
    آماده شوید تا سفری کوتاه به سال ۲۰۱۱ داشته باشیم.

    کلمه بیت کوین با هکرها و خوره‌های تکنولوژی اجین شده بود. افرادی که بحثشان سر این مسئله بود که باید با بیت کوین، این پول جدید و جادویی اینترنتی، پیتزای قارچ سفارش دهند یا پپرونی!

    آن زمان هیچ کس نمی‌دانست که بیت کوین از کجا می‌آید و به کدام سمت در حال حرکت است. اما آن زمان هم بیت کوین به دو منظور مورداستفاده قرار می‌گرفت: پرداخت پول پیتزا و پرداخت پول مواد مخدر!

    بازار ارزهای دیجیتال را عمیق تر درک کنید

    حالا به سال ۲۰۱۸ برمی‌گردیم.

    ارزش کل بازار ارزهای دیجیتالی به بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار رسیده است. بگذارید دوباره این عدد را بخوانیم، ۴۰۰ میلیارد دلار که البته دو ماه بیش به مرز ۸۰۰ هم رسیده بود.

    بیت کوین صنعتی کاملاً جدید را متولد کرد که در آن تمام رهبران و بازارهای بزرگ اقتصادی را کنار زد؛ آنها را مجبور به تماشا کرد تا از این تکنولوژی جدید درس بگیرند و رویکردهای خود را برای ورود به این بازار زیبا و اغوا کننده از نو بنویسند.

    در حال حاضر هزاران هزار تیم و استارت آپ در حال عرضه توکن های خود هستند که برخی از آن‌ها توسط تیم‌های بسیار خوبی پشتیبانی می‌شوند و در تلاش‌اند تا با تکنولوژی‌های خود دنیا را بیت به بیت، بلاک به بلاک، به سمت بهبودی روانه کنند.

    صرافی‌های ارزها دیجیتالی، جایی که می‌توانید بیت کوین و دیگر ارزهای دیجیتالی را مبادله‌کنید و از نوسانات قیمتی آن برای پول درآوردن بهره‌برداری نمایید. با این حال، هرکسی که یک ساعت برای برسی این بازار وقت صرف کرده باشد می تواند بگوید که چنین نوساناتی درعین‌حال بسیار مرعوب‌کننده و ترسناک‌اند. نوساناتی که در یک بازار سنتی هیچ گاه دیده نمی‌شوند.

    بازار ارزهای دیجیتال را عمیق تر درک کنید

    نوسان ۱۰ درصدی در قیمت یک کالا، خدمات چیزی نیست که شما هر روز بتوانید در بازارهای سنتی ببینید. اما ۱۰ درصد تغییر روزانه در بازار ارزهای دیجیتالی که تازه در اول راه هستند، یک چیز کاملا طبیعی ست.

    تاجران ارزهای دیجیتالی به دیدن نوسان‌های پنجاه درصدی در قیمت، آن هم در یک روز عادت دارند و این تغییر را به‌نوعی یک رفتار عادی برای این بازار می‌دانند.

    فردی با ضریب هوشی متوسط این بازار را یک بازار پر نوسان به حساب می آورد و از همین‌رو بیشتر مردم از ورود به چنین بازاری امتناع می‌کنند. به بدترین اتفاقی که ممکن است بیافتد فکر می‌کنند و تمام تلاش خود را می‌کنند تا خود را درگیر آن نبیند که روزی در یک بازاری با تغییراتی به این گستردگی دست‌وپا بزنند.

    باوجوداین، چنین تغییرات قیمتی‌ای در یک بازار، گوش امثال من و خیلی از از افراد دیگر می‌جنباند، چرا که ما بوی فرصت به مشاممان می‌خورد. این تغییرات و ریسک‌ها بودند که سرمایه مرا از هزار دلار به بیست‌ونه هزار دلار رساندند؛ آن‌هم در چند ماه.

    تجار و افراد ریسک‌پذیر، به دنبال فرصت‌ها هستند و از همه بیشتر به دنبال پول!

    به طور کلی، مردم نسبت به تمام چیزهایی که با آن آشنا نیستند یا هنوز خود را اثبات نکرده‌اند، بدبین‌ هستند. تنها عده کمی از مردم هستند که باور دارند می‌توانند دنیا را تغییر دهند. مگر می‌شود که یک هنرمند بدون مخاطبان تیزبین خود به‌جایی برسد؟ هنرمند بدون آنها هیچ‌چیز نیست.

    هر سکه‌ای دو رو دارد، حقیقتی که در مورد سکه‌های مجازی نیز صدق می‌کند. تأثیراتی که گاه نگاه به بازارش را مثبت می‌کند و گاه منفی.

    مثبت ازاین‌جهت که مردم همیشه دوست دارند تا در مورد چیزهایی که بر روی آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند، با تعریف یاد کنند و بگویند: «پولاتو بذار همونجایی که دلت میگه.» جمله‌ای که در حامیان ابتدایی بیت کوین زیاد از آن استفاده کردند.

    منفی نیز از این بابت که بازار ارزهای دیجیتالی پر نوسان است و همه اینها طرح‌های پانزی ای هستند که هیچ کس در آن سود نخواهد برد. با وجود اینکه در مورد نوسانات بازار با آنها موافقم، اما هیچ نشانه‌ای از پانزی بودن این صنعت وجود ندارد. شاید در این میان سیب‌های گندیده‌ای دیده شوند؛ ارزهایی مانند بیت کانکت که پانزی بودنشان ثابت‌شده، اما پیدا کردن چنین مواردی در بازار، مانند پیدا کردن سوزن در یک انبار کاه بسیار بزرگ است.

    همچنین بخوانید: چرا بیت کوین با طرح پانزی کاملا در تضاد است؟

    بیایید قبل از اینکه عزم خود را برای دور ماندن از فرصتی بزرگ جزم کنیم، به نکته‌ای اساسی و مهم دقت کنیم:

    هر چیزی که در یک بازار آزاد که هیچ‌گونه قانون گذاری‌ای در آن وجود ندارد مبادله شود، قطعاً با نوسانات بسیاری مواجه است.

    به عنوان مثال بیایید به بازار بدون قانون گذاری طلا در سال ۱۹۶۹ نگاهی بی اندازیم:

    بازار ارزهای دیجیتال را عمیق تر درک کنید

    نقطه‌چین قرمز، درصد تغییرات قیمت طلا در بازه‌هایی را نشان می‌دهد که بازار آن هیچ گونه قانون گذاری‌ای را قبول نمی‌کرد و به عبارتی یک بازار آزاد بود. در مقایسه با نوسانات قیمت بیت کوین که در سمت راست نمودار نمایش داده شده است، شباهت‌های ساختاری بسیاری را می‌توان دید، با این تفاوت که درصدها در آن بزرگ‌تر شده‌اند.

    در حالی که چنین بازاری به میزان تقریباً نامحدودی عامل ایجاد می‌کند که ممکن است هرکدام به‌نوبه خود باعث افزایش یا کاهش‌های شدید در قیمت شوند، انتخاب عامل اصلی‌ای که باعث ایجاد چنین نوسان‌هایی است، بسیار دشوار خواهد بود. داده‌های اقتصادی، رویدادهای سیاسی-جغرافیایی، تمایلات بازار و هزاران هزار عامل دیگر را می‌توان به عنوان بازیگران این صحنه نام برد.

    مسلماً چنین نوساناتی در بازار نمایانگر وجود چیزهای منفی نیستند.

    هر بازار قدرتمندی در مراحل اولیه تولد خود با نوسانات بسیار گسترده‌ای رو به رو خواهد شد.

    طلا، سهام، انرژی، همه‌چیز این‌گونه بوده‌اند.

    بیت کوین پتانسیل تطابق با نوسانات ارزهای اصلی دارای پشتوانه را داراست.

    بیت کوین، سال گذشته در مقایسه با ارزهای دارای پشتوانه عملکرد بدی را از خود به نمایش نگذاشت. به طور میانگین، میزان بازدهی روزانه این ارز مثبت بوده، با این حال نوسانات آن در مقایسه با تمامی آنها بالاتر بوده است، اما تقریباً هشت درصد سقوط ارزش پوند در مقایسه با سقوط ۱۵ درصدی بیت کوین، تفاوت چندانی ندارد. جدول زیر آمارهای ارزهای مختلف را در مقایسه با دلار آمریکا را در سال ۲۰۱۷ نشان می‌دهد.

    انحراف زیاد در درک ذخیره ارزش و روش انتقال ارزش بیت کوین

    یکی از مشکلاتی که باعث به وجود این نوسان می‌شود، تفاوت در فهم ارزش ذاتی ارزهای دیجیتالی به عنوان یک روش انتقال ارزش و یک مفهوم در ذخیره ارزش است.بازار ارزهای دیجیتال را عمیق تر درک کنید

    ذخیره ارزش عملکردی است که در آن، کالا یا دارایی در آینده، به وسیله یک سری از پیش بینی‌ها، مورداستفاده قرار می‌گیرند. این عملکردها شامل پس انداز و تبادل با کالاها یا خدمات نیز می‌شود.

    روش انتقال ارزش نیز را می‌توان این گونه تعریف کرد که هر شی‌ء یا مفهومی که به منظور انتقال دارایی از صورتی به شکل یک کالا، بین طرفین معامله شود.

    بی‌ثباتی بیت کوین در حال حاضر به نوعی باعث ابهاماتی در ارزش ذخیره آن می‌شود، اما  تا حدود زیادی نوید یک ارزش انتقال بدون استهلاک را می‌دهد. در عین حال که این دو عامل در قیمت فعلی بیت کوین در مقابل دلار آمریکا با تفاوت‌های زیادی همراه‌اند، اما می‌توانیم ببینیم که بیت کوین نیز مانند دیگر ارزهای دارای پشتوانه، با نشر اخبار مختلف تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

    اما

    در تمام این وضعیت‌ها یک چیز ثابت است. در هر حرکت بازار، چه منفی و چه مثبت، پای یک تفاوت بسیار زیاد بین عرضه و تقاضا وجود دارد.

    به عبارت ساده‌تر، عرضه، میزان کل واحدهای ارز دیجیتال بازار یا افرادی هستند که تمایل به فروش ارزهای خود دارند، افرادی نیز که می‌خواهند آن را خریداری کنند، تقاضا را تشکیل می‌دهند. با ایجاد تفاوت میان این دو گروه، قیمت در بازار نیز تغییر می‌کند.

    هر چه مقدار این اختلاف بیشتر شود، تغییر و حرکت بازار نیز بالاتر خواهد رفت.

    بازار ارزهای دیجیتال و داستان ماهیگیر

    یک ماهیگیر با نام «چائو»، یک ماهی قزل‌آلای باله زرد کمیاب را صید می‌کند و در بازار شهر از لذیذ بودن این غذا برای مردم صحبت می‌کند. به سرعت هتل‌های پنج ستاره شهر، رستوران «میشلین» و ستاره‌های گروه «وانابی»، شروع به پیشنهاد قیمت‌های بالا برای این صید می‌کنند. در نهایت این قزل آلا هفتاد درصد بیشتر از قزل‌آلای معمولی به فروش می‌رود.

    در این میان چه اتفاقی افتاده بود؟ آیا گوشت ماهی بهتر بود؟ ایا ماهی تا مریخ را شنا کرده و برگشته بود؟ آیا پوستش پر از الماس بود؟

    نه من جواب این سؤال‌ها را می‌دانستم و نه خریداران آن. تنها اطلاعاتی که وجود داشت، کمیاب بودن ماهی، ارزش ذهنی آن (ارزشی که یک کالا در ذهن خریداران خود دارد) و احتیاجاتی بود که در نهایت موجب تعیین قیمت برای آن ماهی شد، بودند.

    روز بعد این اتفاق دوباره تکرار شد، قیمت‌ها حتی تا بالای صد و سه درصد بیشتر نیز رفتند.

    بازار ارزهای دیجیتال را عمیق تر درک کنید

    بعد از چند روز، ماهیگیران دیگر به مشاهده ارزش این نوع خاص از ماهی و سودهایی که به همراه آنها می‌آید، پرداختند. آنها به اتفاق تصمیم گرفتند تا روز بعد قایق چائو را تعقیب کنند تا بتوانند این ماهی خوش خوراک و پر سود را صید نمایند.

    روز بعد، ماهیگیران مخفیانه چائو را تا نقطه‌ای که او ماهی را می‌گرفت، تعقیب کردند. در کمال تعجب دیدند که او تا هنگامی که یک ماهی قزل‌آلای بزرگ بگیرد به این کار ادامه می‌دهد و سپس رنگ باله‌های آن را زرد می‌کند!

    خب حالا الماس‌ها کجای کار بودند؟ در مغز شما.

    ارزش ذهنی یک ماهی یا یک سکه است که تعیین می‌کند تحرکات بازار برای آن روز خاص به چه میزان باشد. اگر یک خریدار فکر می‌کند که یک سکه خاص را در دست دارد، آن را تا زمانی که به ارزشی بالاتر برسد، نگاه خواهد داشت. اگرچه عوامل مختلفی می‌توانند افراد را به فروش ترغیب کنند که این کار در نهایت موجب ایجاد نوعی تأثیر موجی بر روی بازار آن سکه خواهد شد و در این میان موج گسترده‌ای از فروشندگان به وجود خواهد آمد و در نتیجه آن بازار سقوط می‌کند.

    در موردی مشابه، افزایش قیمت یک ارز دیجیتال نیز به طبع به وجود آمدن تمایلات بیشتر به منظور خرید آن ارز خواهد بود و این میزان بیشتر از میزان فروش است.

    در مورد ارزهای دیجیتالی، این چرخه عرضه و تقاضا تا حدی ادامه می‌یابد که در نهایت نوعی تعادل حاصل شود.

    از طرف دیگر، صحبت ما در مورد صرافی‌هایی است که در سطح جهانی مبادله می‌کنند و از همین رو ما در حال دست‌وپنجه نرم کردن با تغییر قیمت‌هایی هستیم که در دقیقه و ثانیه رخ می‌دهند. اینجاست که سرمایه‌گذاران در هر لحظه و مدام تصمیم می‌گیرند که قیمت بازار چه میزان باشد.

    وضعیت مشابه نیز زمانی رخ می‌دهد که بازار کل با تغییر روبه‌رو شود: وقتی‌که نسبت خریداران به فروشندگان بیشتر از نسبت فروشندگان به خریداران باشد، انتقال ارزش شرکت‌ها نیز به همراه بازار کل بالا و پایین خواهد شد.

    به‌طورکلی، خود بازار تنها یک کلکسیونی از کوین‌هاست.

    بازار ارزهای دیجیتالی پیچیده است، سیستمی وابسته از سرمایه گذاران بزرگ و کوچک که در مورد طیف گسترده‌ای از سرمایه گذاری‌ها، به صورت ناهماهنگ تصمیم‌گیری می‌کنند. در این میان کلمه بازار چیزی نیست که وجود خارجی داشته باشد. تنها اصطلاحی است که برای ارزش ذخیره‌ای یک ارز دیجیتال به کار می‌رود که پشتوانه آن تنها یک تکنولوژی است.

    شاخص‌های بازاری که در طیف‌های وسیع مورد قبول‌اند.

    بررسی دلایل

    خواندن مطالبی که پیش‌تر بیان کردیم شاید جرقه یک سؤال را در ذهن شما ایجاد کرده باشد: چه چیزی باعث ایجاد خریداران بیشتر نسبت به فروشندگان می‌شود؟

    اطمینان به ثبات در سرمایه گذاری‌های آینده نقشی اساسی را در بالا یا پایین رفتن یک بازار ایفا می‌کند. سرمایه گذاران رغبت بیشتری به خرید کالایی نشان می‌دهند که از بالا رفتن قیمت آن در آینده اطمینان دارند. کالایی که در آینده آنها به یک لامبورگینی برساند!

    درعین‌حال اگر دلیلی وجود داشته باشد که اثبات کند یک کوین در آینده عملکرد بدی را از خود بر جای خواهد گذاشت، رغبت سرمایه گذاران بیشتر به سمت فروش خواهد رفت.

    این دلایل شامل گزینه‌های زیر می‌شوند:

    • نگرانی‌های قانونی در مورد یک ارز
    • سیاست‌های دولتی و مالی
    • تغییرات تکنولوژیکی
    • داده‌های عملکردی که توسط دولت یا شرکت‌های منتشر می‌شوند
    • هک شدن کیف پول‌ها و صرافی‌ها

    به عنوان مثال بزرگ‌ترین کاهش یک روزه در تاریخ بیت کوین در هفت فوریه ۲۰۱۴ رخ داد. زمانی که بازار یک شبه چهل و نه درصد از ارزش خود را از دست داد.

    منظور من هم چیزی جز هک شدن Mt.Gox نبود. پس از ارائه چندین ساله خدمات توسط این صرافی و جلب اعتماد سرمایه گذاران، شرکت‌ها و تاجران، صرافی اقدام به توقف عملیات‌های برداشت از حساب‌ها نمود. کمی بعد آنها به طور رسمی اعلام کردند که یک هک گسترده در سیستم‌های آنها رخ داده است.

    هفت فوریه، این صرافی تمامی عملیات‌های برداشت را متوقف کرد و اعلام نمود که هکرها چیزی در حدود ۸۵۰,۰۰۰ بیت کوین را به سرقت برده‌اند. با وجود اینکه مقصر ایجاد چنین اتفاقی قطعاً صرافی و نحوه نظارت بر حساب‌ها از جانب آنها بوده است اما، بدون شک این مسئله باعث ایجاد رویکردهایی منفی در بازار بیت کوین و کاهش قیمت آن در سال‌های بعدی شد.

    بازار ارزهای دیجیتال را عمیق تر درک کنید

    درست به مانند دیگر کالاهای ناشناس، ارزهای دیجیتالی نیز دچار بی‌ثباتی در قیمت خود هستند. بعدی از چندین بعد آنها که شاید برای افرادی دیگر یک فرصت بسیار بزرگ به حساب بی آید، درحالی‌که بقیه سعی می‌کنند تا حدالامکان از آنها دور بمانند.

    صد البته بسیار مهم است که به حرف افرادی که در یوتیوب، اینستاگرام یا توییتر فعالیت می‌کنند پول‌های خود را سرمایه‌گذاری نکنیم.

    به نظر می‌رسد که این افراد منافعی در این پروژه‌ها داشته باشند؛ افرادی که بیشتر از «ترون» و «بیت کانکت» حرف می‌زنند تا در مورد فناوری‌های جدید این حوزه !

    با فهم بهتر بازار و بالا بردن اطلاعات خود می‌توانیم سرمایه گذاری‌های هوشمندانه‌تری را در انجام دهیم. اینجاست که شانس پول در آوردن درست زمانی که بازار در مراحل ابتدایی خود است، بالا می‌رود.

    ارزهای دیجیتالی تا مدت‌ها به عنوان یک کالای ناشناخته باقی خواهند ماند. به عبارت ساده‌تر آنها نمایندگانی مانند بازار سهام ندارند که به معرفی آنها بپردازد و آنها را مورد برسی قرار دهد.

    بیشتر اوراق قرضه یا سهام‌ها را می‌توان از طریق ابزاری مورد برسی و آنالیز قرار داد. سهام‌ها دارای نرخ‌های سودند و اوراق قرضه نیز درصدهای بازدهی دارند. درحالی‌که هیچ‌کدام از ارزهای دیجیتالی چنین سازوکارهایی ندارند.

    سرمایه‌گذاری در ارزهای درست، تکنولوژی‌های درست و در تیم‌های درست، نقش بسیار مهمی را در بازدهی‌هایی که در آینده‌ای دور به شما برخواهند گردانند، دارند.

    از همین رو شرکت‌های اندکی به ارزش‌های میلیاردی می‌رسند و عده‌ای نیز از دور خارج می‌شوند و عده‌ای نیز با وجود امیدواری‌های زیاد کارشان خاتمه پیدا می‌کند یا در آینده توسط یک شرکت بزرگ‌تر تصاحب می‌شوند.

    درست به مانند هر سهامی، از ارزهای دیجیتالی نیز  نمی‌توان انتظار داشت که تا ابد سود باشند.


    منبع: ارز دیجیتال


    آخرین ویرایش: سه شنبه 28 فروردین 1397 07:15 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • ادمین وب سایت چهارشنبه 22 فروردین 1397 11:53 ب.ظ نظرات ()
    ارزهای دیجیتال از کجا آمده اند، و در مورد این نوع پول های الکترونیکی و نوین چه چیزهایی باید بدانیم؟

    همزمان با رشد ارزش بیت کوین در سال ۲۰۱۷، ارزهای دیجیتال به یک جریان اصلی در دنیا تبدیل شدند. معمولا به ارزهای دیجیتال نام «طلای دیجیتال» نسبت داده می شود. زیرا، برخی از ویژگی های بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتال با این فلز گران بها برابری می کنند. اما این مقایسه درستی نیست.

    کریپتوکارنسی یا ارز دیجیتال به یک سیستم انتقال وجه الکترونیک گفته می شود که برای تایید تراکنش ها و تشکیل واحدهای جدید، متکی به بانک های مرکزی نبوده و نیازی به شخص ثالث ندارند. در عوض در سیستم ارزهای دیجیتال تراکنش ها در یک دفتر کل توزیع شده به نام بلاک چین ثبت و رمزنگاری می شوند، و این موضوع امکان پرداخت های مستقیم و همتا به همتا را فراهم می کند.

    مفهوم «ارز دیجیتال» به زبان ساده
    در این مطلب به موضوعات زیر پرداخته شده:

    ۱- خلق بیت کوین و بلاک چین (فناوری که بستر فعالیت تمام ارزهای دیجیتال غیر متمرکز را تشکیل داده است)

    ۲- بلاک چین چطور مشکلات مرتبط با ارزهای دیجیتال پیشگام را حل می کند؟

    ۳- تراکنش ارزهای دیجیتال چطور بدون دخالت بانک مرکزی تکمیل می شود؟

    ۴- نقش ماینرها در بازار ارز دیجیتال چیست؟

    ۵- چگونه ارز دیجیتال بخریم؟

    تاریخچه ارزهای دیجیتال

    مفهوم «ارز دیجیتال» به زبان ساده

    در سال ۲۰۰۹، یک برنامه نویس کامپیوتر با نام مستعار ساتوشی ناکاموتو، اولین ارز دیجیتال دنیا یعنی بیت کوین را اختراع کرد. ساتوشی مخترع فناوری بلاک چین نیز هست! فناوری که بستر فعالیت ارزهای دیجیتال غیرمتمرکز را به وجود آورده است. در واقع ساتوشی مجموعه ای از ایده‌هایی مانند هش، ثبت جمعی و … را در کنار یکدیگر استفاده کرد و ایده ی بلاک چین را خلق نمود.

    هدف از اختراع بلاک چین، ارائه یک راه حل برای «مشکل دوبار خرج کردن» در ارزهای دیجیتال بود، زیرا کپی کردن اطلاعات دیجیتال کار آسانی است. در جریان این نقص، دارنده یک سکه نقدی جایگزین آن را در یک جا صرف و از کد منحصر به فرد خود برای یک تراکنش در جای دیگر استفاده می کند. مانند این که کسی یک زمین را همزمان به دو نفر بفروشد.

    اما ساتوشی ناکاموتو تصمیم گرفت یک پول غیر متمرکز را توسعه بدهد، یعنی برای تایید تراکنش ها در شبکه کاربران بیت کوین یک راه جدید پیدا کند. در چکیده گزارش اولیه (WhitePapet) بیت کوین نوشته شده است:

    تراکنش ها با ذکر دقیق اطلاعات زمانی در یک زنجیره ادامه دار از اثبات انجام کار مبتنی بر هش، درج خواهند شد. سوابق این تراکنش ها غیر قابل تغییر خواهد بود، مگر آنکه فرایند اثبات انجام کار مجددا انجام شود.

    این در واقع اولین تعریفی است که برای فناوری بلاک چین ارائه شده…

    چرا این نام برای بلاک چین انتخاب شده است؟

    در بیت کوین هر بلاک مجموعه ای از اطلاعات تراکنش های انجام شده در شبکه است. به عبارت ساده تر، هر بلاک می گوید که شخص A، چقدر پول برای شخص B، و شخص X چقدر پول برای شخص Y ارسال کرده است.

    همچنین در هر بلاک اطلاعات مهمی قرار دارد که به بقیه شبکه در تایید اعتبار بلاک کمک می کند، مثل اثبات انجام کار.

    علاوه بر این، در هر بلاک اطلاعاتی قرار دارد که به بلاک قبل از آن بر می گردد. در نتیجه، هر بلاک با بلاک قبل از خود یک نوع ارتباط ارجاعی داشته و یک زنجیره را در شبکه به وجود می آورد. به این اطلاعات هش گفته می شود. توابع هش در بلاک یک مجموعه خاص از اطلاعات را به صورت زنجیره ای از حروف و اعداد به نام digest در می آورند. اگر داده های موجود تغییر پیدا کنند، هش نیز تغییر می کند. وجود هش در بلاک، امنیت شبکه را تضمین می کند.

    اگر یک هکر بخواهد بلاک خاصی را در شبکه دستکاری کند، باید کل بلاک های بعد از آن را نیز عوض کند. زیرا اگر یک بلاک در شبکه تغییر کند، هش بلاک های بعد از آن معتبر نخواهند بود. طول این زنجیره، متناسب با افزایش قدرت پردازش در شبکه، افزایش پیدا می کند. با افزایش سطح پردازش لازم برای حل معادلات و افزودن بلاک جدید به زنجیره، دستکاری بلاک چین سخت تر می شود. در این صورت هکرها تنها در صورتی قادر به اعمال موثر تغییر در سابقه تراکنش ها خواهند بود که اکثریت قدرت پردازش در شبکه را به دست بگیرند.

    مفهوم «ارز دیجیتال» به زبان ساده

    تراکنش‌های ارز دیجیتالی چطور انجام می‌شوند؟

    ارزهای دیجیتال در پرداخت های مستقیم و همتا به همتا در سراسر دنیا کاربرد دارند. سرعت انجام این تراکنش ها وابسته به نوع ارز دیجیتال، و الزامات فرایند تایید، متغیر است. اما اصولا تراکنش ها در سیستم الکترونیک ارزهای دیجیتال در مقایسه با سیستم بانکداری سنتی با سرعت بیشتری انجام می شوند. انتقال وجه در بانک ها چند روز طول می کشد، این در حالی است که ارزهای دیجیتال تنها ظرف چند دقیقه به مقصد مورد نظر می رسند.

    به طور کلی پیش از آنکه سابقه یک تراکنش در بلاک چین ثبت شود، مراحل زیر طی می شود:

    ۱- یک نفر تراکنش خاصی را درخواست می کند، و درخواست او به کل شبکه ارسال می شود.

    ۲- هر کامپیوتر حاضر در شبکه تراکنش های همزمان را در یک بلاک جمع می کند، و به هر یک برچسب زمانی می زند.

    ۳- هر کامپیوتر روی حل معادلات پیچیده کار می کند، تا با حل آن موفق به افزودن یک بلاک جدید به شبکه بلاک چین بشود. به این فرایند «استخراج یا ماینینگ» گفته می شود.

    ۴- زمانی که یک کامپیوتر به جواب درست برسد، خبر استخراج بلاک جدید را به بقیه شبکه اطلاع می دهد.

    ۵- شبکه نیز جواب را چک می کند و تراکنش های ثبت شده در آن را با بلاک چین مقایسه کرده و تطبیق می دهد تا از نقص دو بار خرج کردن در شبکه جلوگیری شود.

    ۶- بلاک جدید به زنجیره موجود اضافه می شود، و این به منزله تکمیل عملیات تراکنش است.

    مفهوم «ارز دیجیتال» به زبان ساده

    وقتی یک بلاک جدید به زنجیره بلاک چین اضافه شد، آن بلاک یک هش دریافت می کند که در تولید بلاک بعد استفاده خواهد شد. این فرایند به طور دنباله دار تکرار می شود.

    به همین ترتیب، معاملات عملا غیرقابل برگشت خواهند بود، انگار که به یک نفر پول نقد داده باشید. (از این جهت مشکلی ندارد از این فناوری به یک سیستم پولی الکترونیک یاد کنیم)

    همانگونه که گفته شد، هر بلاک با بلاک قبل از خود در ارتباط است. این یعنی اگر کسی بخواهد تراکنش ها را دستکاری کند، مجبور است کل زنجیره را تغییر بدهد. زیرا امکان تغییر یک تراکنش به خودی خود وجود ندارد!

    فرض بر اینکه یک نفر موفق به تغییر کل زنجیره شود، از آنجایی که مدام بلاک های جدیدی به زنجیره افزوده می شوند، به شدت احتمال آن ضعیف است که او بتواند پیش از ورود یک بلاک جدید به شبکه، آن را وارد بلاک چین کند.

    هر تراکنش به یک امضا نیاز دارد

    مفهوم «ارز دیجیتال» به زبان ساده

    ارزهای دیجیتال از یک امضا دیجیتال استفاده می کنند، درست مثل کارت های اعتباری که برای تایید خرید توسط دارنده کارت، از امضای شخص استفاده می کنند.

    تراکنش ها از طریق یک سیستم رمزنگاری امن تحت عنوان «رمزنگاری کلید عمومی»، ایمن می شوند. هر یک از کاربران شبکه یک کلید عمومی و یک کلید خصوصی دارد، که به حساب کاربری اش مربوط است.

    در تایید اعتبار یک تراکنش، لازم است که کاربران ثابت کنند کلید خصوصی را می دانند و آن را در یک تابع هش، مشابه هشی که بلاک ها را به هم مرتبط ساخته، وارد کنند. به این فرایند «امضاء digest» گفته می شود. پس کلید خصوصی در نگارش یک امضا دیجیتال نقش اساسی دارد. از این رو، مهم است که کلید خصوصیمان را «خصوصی» نگه داریم!

    و اما کلید عمومی، در اختیار کل کامپیوترهای حاضر در شبکه قرار می گیرد. کلید عمومی برای رمزگشایی اطلاعات استفاده شده و این موضوع را تایید می کند که آیا اطلاعات توسط کلید خصوصی حساب درخواست کننده رمزنگاری شده اند یا خیر.

    البته، کلید عمومی نمی تواند برای تعیین کلید خصوصی که امنیت دارایی دیجیتال افراد را تضمین می کند، استفاده شود.

    نقش ماینرها در شبکه چیست؟

    مفهوم «ارز دیجیتال» به زبان ساده

    در مورد چاپ و صدور پول های کاغذی، بانک مرکزی تصمیم گیرنده است، اما در مورد ارزهای دیجیتال چطور؟

    وقتی این بانک مرکزی نیست که تصمیم می گیرد ارزهای دیجیتال چه زمان تولید شوند، پس این نوع از ارزها چطور تکثیر می شوند؟

    به همین دلیل لازم است ارزهای دیجیتال تولید واحد جدید را در شبکه تعریف کنند. بسیاری از ارزهای دیجیتال مثل بیت کوین واحدهای جدید را به عنوان پاداش بین ماینرها توزیع می کنند تا تراکنش ها را در بلاک چین تایید کنند.

    ماینرها تلاش می کنند تا مشکلات پیچیده ریاضی یا سایر سیستم های اثبات انجام کار در هر یک از بلاک های موجود در بلاک چین را حل کنند، و سپس هر یک از راه حل ها را تایید کنند.

    اما انجام تمام این محاسبات، هزینه دارد. و این هزینه به هیچ عنوان مجازی نیست، مثل هزینه ای که صرف خرید تجهیزات سخت افزاری یا مصرف برق می شود.

    سختی این معادلات به صورت خودکار وابسته به قدرت پردازش در شبکه تنظیم می شود. به گونه ای که حل هر مساله میانگین ۱۰ دقیقه طول بکشد.

    زمانی که یک ماینر با موفقیت بلاک جدیدی را به بلاک چین اضافه می کند، حق دریافت پاداش به او اعطا می شود. آدرس بیت کوین ماینر برنده نیز به همراه سایر اطلاعات، در بلاک جدید ثبت می شود.

    میزان پاداش از ۵۰ بیت کوین در ازای هر بلاک شروع شد. این تعداد هر ۲۱۰۰۰۰ بلاک یکبار (یا تقریبا هر ۴ سال یکبار) نصف می شود. در حال حاضر جایزه هر بلاک ۱۲٫۵ بیت کوین است، این عدد نزدیک سال ۲۰۲۰ به ۶٫۲۵ کاهش پیدا خواهد کرد.

    در یک زمان نامشخص پاداش حل هر بلاک در بلاک چین بیت کوین بی نهایت کم می شود. تا پیش از سال ۲۱۴۰ ماینرها موفق به استخراج تمام ۲۱ میلیون بیت کوین در شبکه خواهند شد.

    بدین ترتیب پاداش ماینرها برای بروزرسانی و تایید بلاک چین روی هزینه کارمزد تراکنش ها حساب می شود. از این رو کارمزد تراکنش های برخی از ارزهای دیجیتال نسبتا بالا است.

    هزینه کارمزد های بیت کوین در حال حاضر نسبتا پایین است، ولی اگر حجم تراکنش ها برای جبران کاهش پاداش بلاک ها بالا نرود، به ناچار هزینه کارمزد ها افزایش پیدا می کند تا پاداش ماینرها جبران شود.

    چگونه ارز دیجیتال بخریم؟

    دیگر استفاده از کامپیوتر شخصی و یا حتی کامپیوترهای مخصوص ماینینگ در استخراج بیت کوین یا سایر ارزهای دیجیتال کارآمد نیست. بسیاری از افراد از صرافی ها ارز دیجیتال تهیه می کنند و از این راه سود بیشتری عایدشان می شود.

    از طریق صرافی ها می توان پول فیات (مثل دلار) را به ارزهای دیجیتال (مثل بیت کوین) تبدیل کرد.

    صرافی های ارز دیجیتال با بقیه صرافی ها تفاوتی ندارند، و درست مثل بورس اوراق بهادار عمل می کنند. سفارش خریداران و فروشندگان از میان یک لیست با یکدیگر تطبیق داده می شوند. زمانی که سفارشات در یک لیست درج می شوند، صرافی درخواست خریدارانی که مایلند مبلغ مورد نظر فروشنده (یا بیشتر) را بپردازند، را با درخواست فروشندگان تطبیق می دهد.

    قیمت ارزهای دیجیتال صرفا از روی دلیل خرید افراد تعیین می شود. همینطور، هر صرافی لیست سفارش خرید منحصر به فرد خودش را دارد و بدین ترتیب قیمت های آن می تواند با صرافی های دیگر کاملا متفاوت باشد.

    اصولا، صرافی هایی که بالاترین حجم خریدار و فروشنده را دارند، قیمت هایشان بهتر است.

    مطالعه مطلب «معیارهای انتخاب بهترین صرافی‌ ارزهای دیجیتال» به شما توصیه می شود.


    مفهوم «ارز دیجیتال» به زبان ساده

    ارز دیجیتال به چه معناست؟

    خلاصه اینکه، در ابتدای مقاله گفته شد ارز دیجیتال نوعی سیستم پولی الکترونیک است، که برای تایید تراکنش ها و تولید پول احتیاجی به بانک های مرکزی یا اشخاص ثالث مورد اطمینان ندارد. در عوض، این سیستم برای تایید تراکنش ها، از سیستم رمزنگاری استفاده می کند، و تراکنش های آن در یک دفتر کل توزیع شده تحت عنوان بلاک چین ثبت می شود. بدین ترتیب امکان پرداخت همتا به همتای مستقیم در آن وجود دارد.

    مفهوم «ارز دیجیتال» به زبان ساده

    اکنون کمی بیشتر این سیستم را توضیح می دهیم:

    ۱- ارزهای دیجیتال یک سیستم پولی الکترونیک هستند: این بدین معنا است که ارز دیجیتال صورت فیزیکی ندارند و تنها به صورت الکترونیک قابل استفاده است. حق مالکیت این نوع پول ها در قالب سوابق دیجیتال روی بلاک چین ذخیره می شود.

    ۲- ارز دیجیتال از رمزنگاری استفاده می کند: درخواست تراکنش ها از طریق رمزنگاری کلید خصوصی تایید می شود. بلاک چین هم برای پیوند بلاک ها به یکدیگر از فرایند رمزنگاری استفاده می کند.

    ۳- تایید تراکنش ها: زنجیره اطلاعات تراکنش ها در هر بلاک به شبکه در جلوگیری از نقص دو بار خرج کردن، تایید تراکنش های جدید، و در نهایت درج سابقه هر یک در دفتر کل کمک می کند.

    ۴- بلاک چین یک دفتر کل توزیع شده و عمومی است: دفتر کل بلاک چین برای تمام کامپیوترهای حاضر در شبکه قابل دسترس است. در واقع این ویژگی در عملکرد کل شبکه نقش دارد. وقتی تمام کامپیوترها به نسخه بروزرسانی شده این دفتر کل دسترسی داشته باشند، از اطلاعات شبکه و سابقه تراکنش ها در برابر تغییر محافظت می شود.

    ۵- پرداخت های همتا به همتای مستقیم: این عبارت به این معنی است که فرایند پرداخت های ارز دیجیتالی هرگز زیر نظر سیستم بانک مرکزی یا شخص ثالث انجام نشده و مبلغ مورد نظر مستقیم از شخص پرداخت کننده به دریافت کننده ارسال می شود.

    ۶- ارز دیجیتال یک صورت پیچیده از پول الکترونیک است. با توجه به اینکه فرایند انتقال وجه از طریق این سیستم کاملا مستقیم است، هزینه و زمان لازم برای انجام تراکنش ها و انتقال پول به نقاط مختلف در دنیا کمتر از روش سنتی است.

    ۷- هر روز کاربرد جدیدی به کاربردهای بلاک چین و ارزهای دیجیتال افزوده می شود. امیدوارم اکنون با مطالعه این توضیحات ساده، مفهوم ارز دیجیتال برایتان ملموس تر شده باشد.


    منبع ترجمه پارسی: ارز دیجیتال

    منبع: fool



    آخرین ویرایش: پنجشنبه 23 فروردین 1397 12:11 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 22 1 2 3 4 5 6 7 ...